{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

[[پارت ۱۳]]
{نام داستان: کارامل}
و همین طوری که داشتی می‌رفتی رسیدیم خونه من گفتم :بچه‌ها خداحافظ بعدازظهر می‌بینمتون
باکوگو: باشه خداحافظ
پسره :باشه می بینمت می‌خوای بیام دنبالت
باکوگو: هااااا شینههههه
ت٫ا:نه بابا خودم میام خیلی خوب من میرم *رفتم و درو بست*
باکوگو انگار دلت کتک می‌خواد نفله مردنی 💢💢
*پسره داره میره 😂*
باکوگو: هوی مردنی وایسا ببینم💢💢💥💥



[[بعدازظهر]]

ویو ت٫ا
قرار بود ساعت پنج و نیم اونجا باشی
الان ساعت ۳:۲۲ کم کم آماده شم برم
رفتم حموم* در اومدم*
خودمو خوشک کردم و لباسامو پوشیدم و رفتم سراغ موهای طلاییم خشکشون کردم و لباسامو پوشیدم
کمی برق لب به خودم زدم
وسایل‌های مورد نیازمو برداشتم
گوشی ،هدفون، پول ، هندزفری، کلید
درو باز کردم که دیدم باکوگو با پسره دم در وایسادن گفتم: از کی اینجا وایسادین🤨

پسره: همین الان رسیدیم😒😒

ت٫ا: رسیدیم از کی با هم دوست شدید🤔

باکوگو: نخیرم ما با هم دوست نیستیم من داشتم میومدم که این مردنی سر راهم سبز شد 💢💢😡
پسره: نه تو سر راهم سبز شدی 😒

باکوگو: شینههههههههههه💢💢

ت٫ا :*درو بستم و رفتم از دست دوتاشون گرفتم* و گفتم بیاین بریم دیر میشه 🙂

و..................................................
ادامه پارت ۱۳ بعد از ظهر میزارم الان حوصله ندارم بنویسم 😒😒
لایک و کامنت یادتون نره ❤️
دیدگاه ها (۳)

بچه‌ها ۷۰تایی شودیم مبارک 🎊 واقعا ممنون ممنون ممنون ممنون

بچه‌ها کسی یه انیمه سینمایی که آخرش خوب تموم بشه می‌شناسه به...

تصویر زمینه ضایع هست 😅😂😂

ادامه درخواستی

طراح عشق

حساسیت من پارت ۴

حساسیت من پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط