{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تاریخِ اولین بوسـه به آن‌جا برمی‌گردد

و تاریخِ اولین بوسـه به آن‌جا برمی‌گردد
که من مردی غارنشین بودم و
هنگامی‌که با اشاره و زبان گفتم دوستت
دارم از ترس ‌آن‌که قلبت ‌از هیجان کاملاً
نایستد، با بوسه دهان مرا بستی
دیدگاه ها (۱)

"شب با تو تمـام می‌شود" عشق من یادمباشد راز پرواز را توی بال...

محال‌است باران ‌از محبت به‌کسی هدیهکنی و دستانِ خودت خیس نشو...

بترس از او که سکوت‌کرد وقتی‌ دلش‌راشکستی حرف‌هایش را جای تو ...

در پس‌چیزهای ساده پنهان‌می‌شوم تا کهتو مرا بیابی اگر مرا نیا...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

دلم میخواد با اون شیطان برقصم بر روی شیشه های شکسته اگر پاها...

‹My•Darling›.۱۲مایکی با چهره ناخوانا : کن_چین میدونه؟ا/ت : ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط