{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از فانتزیام به وقوع پیوست

یکی از فانتزیام به وقوع پیوست

مامانم از بیرون اومد تا اومد از چیپسم برداره گفتم : اول دستتو بشور !

آقا یَک حالی داد که نگو …

فقط یکم شکستگی پاهام اذیتم میکنه ولی تمام کبودیام خوب شده

تازه دکتر گفته هفته دیگه گچ دست و پامم باز می کنه !
دیدگاه ها (۳)

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه. یارو ...

امتحانات از آنچه فکر می کنید به شما نزدیکترند

.

میسپارمش ب خدا... خدایی ک ههچوقت نخواست او را ب من بسپارد...

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

رومان عشق مافیا پارت 20 از زبان کوکسرم رو پاش بود به صورتش ک...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط