تو دوری زمن من بیقرارتم.تو عشقی من من عاشقتم.وفای تو چنان
تو دوری زمن من بیقرارتم.تو عشقی من من عاشقتم.وفای تو چنان بود ک کرد مرا حیران ک چنان باوفا هستی تو ای مهربان.شعر بلد نیستم بیت بلد نیستم هرچه گویم خود ندانم چ گویم باز میگویم فاش میگویم تو را میگویم گر شوی خوشحال من میشوم باحال همچو طوطیه رنگین شمال تو اهوباش من در غربت تو میکشم انتظار چون دوستت دارم هستم بی قرار
- ۱.۱k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط