p
p/3
وقتی بهت سیلی میزنهـ
+که یهو دیدم قفل درو شکست و اومد داخل جیغ زدم گفتم
+ گمشو بیرون نمیخوام ببینمت (داد)
ویوی کوک
رفتم داخل دیدم چمدون دستشه گفتم
ـ داری چه غلطی میکنی هااا؟(داد)
+میرم فک کردی بعد از سیلی که بهم زدی یه دقیقه هم میمونم؟(گریه و داد)
- رفتم چمدونو پرت کردم اون ور
ـ تو هیچ قبرستونی نمیری فهمیدی (داد)
+میرم حالا میبینی(گریه)
ویوی ا/ت
خواستم برم که یهو دستمو کشید خواستم یه چیزی بگم که حرفم با بوس✨ه اش قطع شد و.......
اس مات 😶
{کامنتا}
وقتی بهت سیلی میزنهـ
+که یهو دیدم قفل درو شکست و اومد داخل جیغ زدم گفتم
+ گمشو بیرون نمیخوام ببینمت (داد)
ویوی کوک
رفتم داخل دیدم چمدون دستشه گفتم
ـ داری چه غلطی میکنی هااا؟(داد)
+میرم فک کردی بعد از سیلی که بهم زدی یه دقیقه هم میمونم؟(گریه و داد)
- رفتم چمدونو پرت کردم اون ور
ـ تو هیچ قبرستونی نمیری فهمیدی (داد)
+میرم حالا میبینی(گریه)
ویوی ا/ت
خواستم برم که یهو دستمو کشید خواستم یه چیزی بگم که حرفم با بوس✨ه اش قطع شد و.......
اس مات 😶
{کامنتا}
- ۳.۱k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط