اذان جمکران شوری به پا کرد
اذان جمکران شوری به پا کرد
دلم را از غم عالم جدا کرد
صبا را گشته بودم محرم راز
مرا با رمز غیبت آشنا کرد
بخوان در دل تمنای فرج را
بگو شاید نگاهی هم به ما کرد
چو یعقوب از غم یوسف بنالید
به بوی جامه اش او را شفا کرد
نباشد گل به بستان در زمستان
گل نرگس به هر باغی وفا کرد
ببینیم در جهان عدل علی را
اگر آمد حکومت را به پا کرد
اگر ابری بیاید روی خورشید
مشو نومید و باید بس دعا کرد
خدایا عمر من را طاقتی بخش
که بینم غیبت کبری رها کرد
دلم را از غم عالم جدا کرد
صبا را گشته بودم محرم راز
مرا با رمز غیبت آشنا کرد
بخوان در دل تمنای فرج را
بگو شاید نگاهی هم به ما کرد
چو یعقوب از غم یوسف بنالید
به بوی جامه اش او را شفا کرد
نباشد گل به بستان در زمستان
گل نرگس به هر باغی وفا کرد
ببینیم در جهان عدل علی را
اگر آمد حکومت را به پا کرد
اگر ابری بیاید روی خورشید
مشو نومید و باید بس دعا کرد
خدایا عمر من را طاقتی بخش
که بینم غیبت کبری رها کرد
- ۱.۱k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط