اسم اکانه

اسم :: اکانه
سن :: ۱۷
سن سائه :: ۱۷
هر دو دبیرستانی هستین.
——————————————————

اکانه دوست سائه بود و اون اعتراف نکرده بود.
امروز یه پسر به اکانه درخواست میده و اکانه میگه که : باید فکر کنم.
و سائه به این فکر میکنه که شاید اکانه از اون پسره خوشش بیاد پس...

یه روز قرار بود بره خونه سائه تا باهم تکالیفشون رو انجام بدن..
سائه : خب این سوال اینطوری حل میشه ، فهمیدی ؟
اکانه : اوهوم... ممنون.
سائه : ببینم اون پسره که بهت درخواست داد... چی بهش میگی ؟
اکانه : شاید قبول کردم.

سائه با شنیدن اون حرف عصبانی شد ولی به روی خودش نیورد..
دستش رو گرفت و برد توی اتاقش و انداخت روی تخت.
سائه : پس من چی ؟
اکانه : ها ؟
سائه : پس منی که دوستتم چی ؟
سائه فرست نداد اکانه حرفی بزنه و خیمه زد روش ، شروع کرد به وحشیانه بوسیدنش...
اکانه : اوممممم.. اه
سائه همونطور که میبوسید یکی یکی لباسای اکانه رو حذف میکرد تا اینکه هیچ لباسی توی تن اون نموند.
جدا شد و لباسای خودش رو در اورد...
شروع کرد به کبود کردن گردن اکانه. وسطاش دید که اکانه خیلی تقلا میکنه پس کمربندش رو برداشت و دستای اکانه رو بست به تاج تخت...
اکانه : سائه داری چیکار میکنی ؟ *سرخ
سائه بی محلی کرد. رفت پایین و یکی از سینه های اکانه رو میخورد و اون یکی رو توی مشتش میمالید...
اکانه : اههههه.. وحشیییییی !!!
سائه گاز محکمی از نوک سینه اکانه در حد خون اومدن میگیره و بعد که جدا میشه فاصله میگیره و به جای دندوناش روی سینه و گردن اکانه نگاه میکنی و نیشخند میزنه...
سائه : وقتی سرخ مشی بامزه تر میشی.
دست اکانه رو گرفت و انگشتاش رو لیس زد که اکانه جان گوجه شد...
اکانه : سائههههههه !
سائه اهمیت نمیده. فاصله میگیره چند ثانیه به اکانه نگاه میکنه و بعد... اهم
واردش میکنه.
اکانه :: اههههه وحشیییییی...
سائه بعد چند دقیقه بعد شروع کرد به اروم ضربه زدن ولی بعد تندش کرد...
اکانه : آااااای...
سائه : زود باش ، بیشتر ناله کن !
و محکم تر ضربه زد که بعد چند دقیقه گرمی احساس میکنه و نیشخندی میزنه.
بعد ۳۰ دقیقه در میاره و دراز میکشه پیشت.
سائه : خب.. حالا دیگه هیچ پسری نمیتونه بهت پیشنهاد بده ، چون تو دیگه مال منی.
اکانه : *اروم ناله میکنه و از درد توی خودش پیچیده
سائه : بیا شکمت رو ماساژ بودم.
و زیر شکمش رو میماله تا دردش کمتر بشه....


پایاننننننن
ببخشید اگر بد شد 😞😓
دیدگاه ها (۳)

عکسا جا نشد الان قیافه دازای و عکس لباسا رو میزارم

اسلاید ۱ : دازایاسلاید ۲ : لباس دازایاسلاید ۳ : لباس چویا

هنتای :: موری ♡ فوکوزاوا HENTAI :: MURI ♡ FUKUZA(درخواستی)*...

معرفی میکنم : من !اونا که رو صورتمن کک و مکن

*معلم جذاب من*پارت۷*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط