{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد 
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
 

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
 

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
...
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
 

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
 

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
 

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید 
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
 

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
دیدگاه ها (۲)

به خودم آمدم؛از رفتنتدو فنجان قهوهیک سکوتو کمی پوچی در خانهم...

بزن باران ... تلنگر میزند امشب کسی بر سقف این خانه ...

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ...

غمگین ترین لحظه های زندگی را از کسی تجربه می کنی ، که شیرین ...

اسم فیک :عشق رویایی. _سرم را بر روی بالشت پشمیم گذاشتم و اند...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط