{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه کودکی لجباز و گریان

شبیه کودکی لجباز و گریان
شدم گاهی خدایا خوب میدانم
ندانسته نفهمیده چه ها گفتم
شکایت ها به درگاهت من آوردم
ندانستم من آن حکمت
نفهمیدم من آن علت
به دنبال دوای درد بی دردم
سر کوی و گذر در فکر چاره
من بسی گشتم پریشان و سراسیمه
گذشت از آن بسی ماه و بسی سال
که فهمیدم سر حکمت تو بستی راههایم را

شبیه مادری کز دست طفلش
گرفت آن تیزی و گریاند طفلش را...
دیدگاه ها (۰)

قوی باشدل نبند مغرور باشهمیشه بالا باش وحشی باشنترس باش تنها...

امروز هم روز دیگریبرای دوست داشتن تو آغاز شدتا شعری دیگربسرا...

قایقم برآب استقایقم بی پاروستآسمان غم بار استیاران در خشکیمن...

همدیگرو با حرفامون به دست میاریم با رفتارمون از دست میدیم آق...

گاه شبها می نشینم در کنار پنجرهمی گشایم در بسوی کوچه ی صد خا...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

سلام دوستان میخوام از امروز داستان کودک اندلسی که داستانی زی...

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

عشق زیبای دلینا تا ابد :)!

ولی ترکیب این دوتارو هم دوسداشتم :)!

ولی این فیلم . . ;)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط