نگاه اول : پارت اول
نگاه اول : پارت اول
{6 می 2023 کره جنوبی}
ویو میلا :
خب سلام سلام من میلا هستم ۱۶ سالمه اهل سئول کره هستم خانواده متوسطی دارم و توی دبیرستان گوانجو درس میخونم من قد متوسطی دارم موهام کوتاه و قهوه ای هست و چشم هام هم مشکیه و امشب با بچه های کلاسمون برنامه ریزی کردیم که بریم به بار
ویو جونگکوک :
سلام من جونگکوکم ۲۱ سالمه و توی یک بار رستوران کار میکنم من از بچگی میرفتم بوکس واسه همین بدن قوی و عضلانی و قد بلندی دارم و توی بار کار میکنم
ویو میلا :
امروز صبح بیدار شدم و رفتم سروش بهداشتی کارام رو کردم و اومدم بیرون
لباسم رو پوشیدم و رفتم سر میز واسه صبحونه
مادرم داشت میز رو میچید و پدرم داشت روزنامه میخوند پس تصمیم گرفتم به مامانم کمک کنم میز رو آماده کردیم و نشستیم سر میز
میلا : بابا مامان ما امشب بعد مدرسه میریم بار
پ میلا : مگه ظهر از مدرسه برنمیگردی ؟
میلا : امروز تا شب واسمون کلاس اضافه گذاشتن
پ میلا : نه اصلا نمیتونی بر......
م ویلا : بزار بره تو چیکارش داری اینقدر داره درس میخونه میخواد یکم خوشبگذرونه
پ میلا : باشه برو ( چون میدونه نمیتونه رو حرف مامان میلا حرف بزنه )
ویو میلا : صبحونه رو خوردم و راه افتادم طرف مدرسه و معلم اومد و شروع کرد به درس دادن و .......
ویو جونگکوک:
دیگه تقریبا ساعت هشت شده بود ، لباس فرم بار رو پوشیدم ( یه جلیقه مشکی و شلوار مشکی ) و راه افتادم به طرف بار و شروع کردم به کار کردن
ویو میلا : بلاخره مدرسه تموم شد و راه افتادیم به طرف بار من بودم و چند تا از دوستام رسیدیم به بار و دیدمش ..... اونجا ایستاده بود و داشت سفارش میگرفت اهمیتی ندادم و رفتیم نشستیم صندلی ما رو به رو دی جی بود و صدا خیلی زیاد بود ، و ما شروع کردیم به خواندن با آهنگ اما نگاه های خیره کسی رو روی خودم احساس میکردم همون پسره که اون اول دیدمش اما اهمیتی ندادم
ویو جونگکوک: این دختر از همون اول که اومد داخل بار جذبش شدم خیلی خوشگل بود علاقه خاصی بهش پیدا کرده بودم و بهش نگاه میکردم اما با لباس مدرسه بود و معلوم بود ۱۶ ۱۷ سالش بیشتر نیست پس بیخیالش شدم اما هنوزم نمی تونستم بهش نگاه نکنم
ویو میلا : داشتیم حال میکردیم که یهو یه پسر مزاحممون شد و میگفت
: به به چه دختر های خوشگلی یه شب افتخار میدین؟ ( با حالت مستی )
که دیدم اون پسره داره میاد سمتمون .....
{6 می 2023 کره جنوبی}
ویو میلا :
خب سلام سلام من میلا هستم ۱۶ سالمه اهل سئول کره هستم خانواده متوسطی دارم و توی دبیرستان گوانجو درس میخونم من قد متوسطی دارم موهام کوتاه و قهوه ای هست و چشم هام هم مشکیه و امشب با بچه های کلاسمون برنامه ریزی کردیم که بریم به بار
ویو جونگکوک :
سلام من جونگکوکم ۲۱ سالمه و توی یک بار رستوران کار میکنم من از بچگی میرفتم بوکس واسه همین بدن قوی و عضلانی و قد بلندی دارم و توی بار کار میکنم
ویو میلا :
امروز صبح بیدار شدم و رفتم سروش بهداشتی کارام رو کردم و اومدم بیرون
لباسم رو پوشیدم و رفتم سر میز واسه صبحونه
مادرم داشت میز رو میچید و پدرم داشت روزنامه میخوند پس تصمیم گرفتم به مامانم کمک کنم میز رو آماده کردیم و نشستیم سر میز
میلا : بابا مامان ما امشب بعد مدرسه میریم بار
پ میلا : مگه ظهر از مدرسه برنمیگردی ؟
میلا : امروز تا شب واسمون کلاس اضافه گذاشتن
پ میلا : نه اصلا نمیتونی بر......
م ویلا : بزار بره تو چیکارش داری اینقدر داره درس میخونه میخواد یکم خوشبگذرونه
پ میلا : باشه برو ( چون میدونه نمیتونه رو حرف مامان میلا حرف بزنه )
ویو میلا : صبحونه رو خوردم و راه افتادم طرف مدرسه و معلم اومد و شروع کرد به درس دادن و .......
ویو جونگکوک:
دیگه تقریبا ساعت هشت شده بود ، لباس فرم بار رو پوشیدم ( یه جلیقه مشکی و شلوار مشکی ) و راه افتادم به طرف بار و شروع کردم به کار کردن
ویو میلا : بلاخره مدرسه تموم شد و راه افتادیم به طرف بار من بودم و چند تا از دوستام رسیدیم به بار و دیدمش ..... اونجا ایستاده بود و داشت سفارش میگرفت اهمیتی ندادم و رفتیم نشستیم صندلی ما رو به رو دی جی بود و صدا خیلی زیاد بود ، و ما شروع کردیم به خواندن با آهنگ اما نگاه های خیره کسی رو روی خودم احساس میکردم همون پسره که اون اول دیدمش اما اهمیتی ندادم
ویو جونگکوک: این دختر از همون اول که اومد داخل بار جذبش شدم خیلی خوشگل بود علاقه خاصی بهش پیدا کرده بودم و بهش نگاه میکردم اما با لباس مدرسه بود و معلوم بود ۱۶ ۱۷ سالش بیشتر نیست پس بیخیالش شدم اما هنوزم نمی تونستم بهش نگاه نکنم
ویو میلا : داشتیم حال میکردیم که یهو یه پسر مزاحممون شد و میگفت
: به به چه دختر های خوشگلی یه شب افتخار میدین؟ ( با حالت مستی )
که دیدم اون پسره داره میاد سمتمون .....
- ۹۱
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط