دلم شکست عیبی ندارد شکستنی است دیگر میشکند،اصلا فدای سرش
دلم شکست عیبی ندارد شکستنی است دیگر میشکند،اصلا فدای سرش قضا وبلا بود از سرش دور شد!
اشکم بی امان میریزد،مهم نیست آب روشنی است! خانه اش تا ابد روشن.یادم باشد به سهراب بگویم: عشق دیگر تپش قلبها نیست،حالم گرفته از این شهر که آدمهایش که چون هوایش ناپایدارند، گاه آنقدر پاک که باورت نمیشود،گاه آنچنان آلوده که نفست میگیرد.
عادتمان است...
سیگار هم که کامش را داد زیر پا لهش میکنیم....
اشکم بی امان میریزد،مهم نیست آب روشنی است! خانه اش تا ابد روشن.یادم باشد به سهراب بگویم: عشق دیگر تپش قلبها نیست،حالم گرفته از این شهر که آدمهایش که چون هوایش ناپایدارند، گاه آنقدر پاک که باورت نمیشود،گاه آنچنان آلوده که نفست میگیرد.
عادتمان است...
سیگار هم که کامش را داد زیر پا لهش میکنیم....
- ۳۸۴
- ۲۳ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط