پارت ۲ □بعد از چند ثانیه خفه شدن□یکی با صدای نا آشنا اومدم.□و در گوشم گفت مبادا به کسی بگیا□و بعد ناخدا گاه از اتاق پرت شدم بیرون □خیلی عجیب بود .و پایان داستان من .🙃🙃🙃🙃