{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
□بعد از چند ثانیه خفه شدن
□یکی با صدای نا آشنا اومدم.
□و در گوشم گفت مبادا به کسی بگیا
□و بعد ناخدا گاه از اتاق پرت شدم بیرون
□خیلی عجیب بود .
و پایان داستان من .
🙃🙃🙃🙃
دیدگاه ها (۰)

به درخواست برنده

ب_ر_و🎬🎬🎬🎬ا/ت =هوانگ این یوپ با من ازدواج کن !این یوپ =وات دا...

پارت اول آت:خوابیده بودم که با صدای آلارم گوشیم بیدارشدم مدر...

پارت ۳۴صدای نفس‌های جونگکوک هنوز توی گوشم بود.سنگین.خسته.درد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط