عاقا نشسته بودم رو مبل ت تیک تاک میگشتم مامانم فیلم میدید
عاقا نشسته بودم رو مبل ت تیک تاک میگشتم مامانم فیلم میدید فک کنم ترکی بود یهو بی دلیل گفت عشق خیلی ترسناکه. بعد همین ادیت امد زیر دستم یهو فاز ناراحتی زد بالا پرسیدم برای چی؟ جواب مامانم قلبمو خون کرد و تمیز یاد ابیتو افتادم...
بهم گفت ادمو مجبور میکنه از همه چیز بگذره. همه چیو رها کنه از همه متنفر بشه... فقد بخاطر کسی ک عاشقشه... و بخش ترسناکش اینجاست ک یا باهم میمیرید یا همو از دست میدید
بهم گفت ادمو مجبور میکنه از همه چیز بگذره. همه چیو رها کنه از همه متنفر بشه... فقد بخاطر کسی ک عاشقشه... و بخش ترسناکش اینجاست ک یا باهم میمیرید یا همو از دست میدید
- ۱.۹k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط