{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که پُر از حرفم وُ نیستی بشنوی

همین که پُر از حرفم وُ نیستی بشنوی
اینکه هر بار نگاه می کنم ،
کنارَم خالی ست
اینکه چقدر تحمل می کنم سرِ سنگینِ پُر از فکرِ تو را
همین که هر روز می آید وُ ،
غمگین تر از دیروز به طاقتم فکر می کنم
اینکه هر بار از خوابِ تو پریدم ،
کسی نبود که هق هقم را در آغوش بگیرد

اینکه مگر تا کِی دیوار را جای تو می شود نوازش کرد
چند بارِ دیگر ،
آیینه را جای تو ،
می شود بوسید وُ احساست کرد

اینکه تا کِی ،
فریادِ دلم را با لبخندی تلخ بیرون بریزم وُ
طاقت بیاورم
اینکه چقدر دیگر می توانم نبودنت را ببینم وُ
عاشق بمانم
تا چند وقتِ دیگر هنوز در اشعارم نفس می کِشم
هنوز زنده ام
هنوز انتظار می کِشم
تا به کِی کوچه ی خالی را ببینم وُ
به تصورَت به پنجره لبخند بزنم

نمی دانم تا کِی از خودم سوال می کنم وُ
تا کِی هنوز می گویم ،

تا آخرین قطره ی جانم عزیزم
دیدگاه ها (۱۰)

چقد این متن احمد شاملو ب دلم نشستﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :ﺍﺯ ﻫﺮ ...

آنچه به زندیگی معنا می بخشد ...نه در چشمان بی هویت هرزگی یاف...

من و تو یک روز دست در دست کسانی که دوستشان داریم یکدیگر را م...

باید خدا را بردارمبگذارم در کوله پشتیببرم یک گوشه ی دنجتنهای...

فکر می کنی گذشت ؟نه اینقدر ، نبودنت همه جا هستکه انگار هنوز ...

حس می‌کنم تو خالی‌ام. مدام به این مسئله فکر می‌کنم؛ به خلاء ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط