{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگے من

زندگے من
یعنے
شیب خط گردنت
وقتے
به پهناے شانه ات مےرسد
یعنے
رگ برجسته ےدست هایت
وقتے
آنها را در هوا تکان مے دهے
یعنک
مهربانے شباهنگام
و خواب آلودت
وقتےکه مےپرسے:
"سردت نیست؟"
یعنے
رگه هاے قرمز چشمانت
وقتےخستگے در چشمانت موج مے زند
یعنے
موهاے خیس روے پیشانے‌ات
که به عطسه مے اندازدت
زندگےمن
یعنے...
تو!
یعنے
همین دلتنگے نفس گیر
وقتے
این شعر را برایت مےنویسم...
دیدگاه ها (۱)

سناریو باجی کیسوکه

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

زندگی من یعنی شیب خط گردنتوقتی به پهنای شانه ات می رسدیعنی ر...

زندگی منیعنیشیب خط گردنتوقتیبه پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ بر...

زندگی منیعنیشیب خط گردنتوقتیبه پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ بر...

زندگی منیعنیشیب خط گردنتوقتیبه پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ بر...

زندگی منیعنیشیب خط گردنتوقتیبه پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ بر...

زندگی منیعنیشیب خط گردنتوقتیبه پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ بر...

زندگی من یعنی شیب خط گردنت وقتی به پهنای شانه ات می رسد یعنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط