گمشده
گمشده
باری از اندوه بر دوش
کوله باری از غم
توشه ی راهم
خون دل
اشک چشم.
کجاست سر زمین من؟
سنگلاخ است زندگی
سنگلاخ است زندگی
کجا باید رفت؟
عزم سفر ندارم.
آواره ی دشت و کوه منم!
خار مغیلان در پایم،
اشک حسرت بر چشمم. . .
تاج از غم بر سرم،
سرگردان این جهان منم.
****
آتش بس میکنی؟
آتش بس میکنی؟
تا نسلم منقرض کنی ؟
نفس تازه میکنی؟
برای بار دگر
باری. . .
نسل برباد رفته ایم ما
زیر رگبار مسلسل تو
کلوخی بر مشت فرزندانم
به خاکستر ی اجسام آواره می خندد.
فردا شاهد باش که از این خاکستر ها،
شعله ی میکشد سر.
تا عرش معلا تو.
ما نسل آواره ایم.
بی هیچ امیدی...
در خاک می غلطیم.
کوله باری بر دوشم.
ابر غم بر سرم،
در پایم خار مغیلان. . .
بسوی ناکجا آباد روانم.
باری از اندوه بر دوش
کوله باری از غم
توشه ی راهم
خون دل
اشک چشم.
کجاست سر زمین من؟
سنگلاخ است زندگی
سنگلاخ است زندگی
کجا باید رفت؟
عزم سفر ندارم.
آواره ی دشت و کوه منم!
خار مغیلان در پایم،
اشک حسرت بر چشمم. . .
تاج از غم بر سرم،
سرگردان این جهان منم.
****
آتش بس میکنی؟
آتش بس میکنی؟
تا نسلم منقرض کنی ؟
نفس تازه میکنی؟
برای بار دگر
باری. . .
نسل برباد رفته ایم ما
زیر رگبار مسلسل تو
کلوخی بر مشت فرزندانم
به خاکستر ی اجسام آواره می خندد.
فردا شاهد باش که از این خاکستر ها،
شعله ی میکشد سر.
تا عرش معلا تو.
ما نسل آواره ایم.
بی هیچ امیدی...
در خاک می غلطیم.
کوله باری بر دوشم.
ابر غم بر سرم،
در پایم خار مغیلان. . .
بسوی ناکجا آباد روانم.
- ۱.۳k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط