شیلان
*شیلان*
شیلان:
ویلونشو برداشتم وخودم خواستم بزنم
هیرسا : نکن شیلان ...
یکی از سیمهاش پرید وکنده شد
هیرسا : تو چرا مثله بچه هایی
بده
نگاش کردم
- چرا دعوام می کنی ...
از حالت بغضم متعجب شد دستشو اورد برای ویلون گذاشتمش پشت سرم
هیرسا : اذیت نکن دیگه
- نمیدم
هیرسا : چرا اونوقت ؟!
- باید بهم یاد بدی
هیرسا : بده حالا
- نچ قول بده
تو چشام نگاه کرداخمو بود وانگار عصبی رفتم عقب
چنگ زد بهدستم ویلون رو بگیره دستام که تکیه گاهم بودن شُل شدن وافتادم
- آآآآیییی
قفسه ای سینم درد اومد چشامو باز کردم آرنجش خورده بود رو قفسه ای سینم
- مگه می خواستم بخورمش
هیرسا : بدم میاد یه حرف رو چند بار تکرار کنم
نمی دونستم چی بگم گفتم : خیلی زشتی مخصوصا چشای وزقیت
هیرسا: یه چیز جدید بگو
- تو یادم بده
سیم ویلون رو درست کرد وگفت : دیگه بدون اجازه دست بهش نمی زنی
- چرا دوست دخترت گرفته
بی توجه گفت : تو چرا انقدر زبونت دراز شده
- نمی دونم ....چطور ؟! نکنه می خوای کوتاهش کنی ؟!!!
نگاهی بهم انداخت وگفت : به زن جماعت رو بدی این میشه
- من شنیدم گفتن به سه چیز رو نده
هیرسا : چی مثلا؟؟؟!!!
صاف نشستم وگفتم : مرد ،گربه،بچه
هیرسا : نخیرم من شنیدم گفتن به زن ها رو ندی سوارت میشن
- مگه سواری هم میدی
خیز برداشت برام بلند شدم ورفتم طرف در از پشت موهامو گرفت و گفت : چی گفتی ؟؟؟؟؟
- گفتم تو خیلی مهربونی ....آخ موهام هیرسا کندیشون
دستمو کشیدم واسه در بازش کنم موهام درد می گرفت .
- ولم کن هیرسا...
هیرسا : بگو غلط کردم
- غلط کردی
موهام بیشتر فشار داد خواستم بزنم به پهلوش انگار از قبل فکرشو کرده بود دستمو پیچوند
- آی هیرسا ....
از درد خم شدم
- مگه دروغ میگم خودم عکس هاتو دیدم
دستمو بیشتر پیچوند
- هیرسااااا بخدا دستم شکست
هیرسا : تو کی رفتی تو گوشی من
- چیزی که هست چرا بهت بر می خوره
چقدر داغ بودبغلش با پا زدم به پاش
هیرسا : اخ دردم اومد پشه
- من کلاس وشورفتم هان می زنمت
هیرسا : کاملا معلومه
- چی
دوست داشتم برگردم نگاش کنم نمی تونستم حتا نمی تونستم صاف وایسم تو بغلش حس خوبی نداشتم
- بی انصاف دستمو شکوندی داری تلافی دیروز رو می کنی
هیرسا: باریکلازردک باهوش
- ول نمی کنی
هیرسا : بگو غلط کردم تا ولت کنم
- نمی خوام خودت غلط کردی
سروصدای بچه ها میومد
- بچه ها اومدن ول کن دیگه هیرسا ...هیرسا
دستمو آروم رها کرد وچرخوندم طرف خودش
- چیه؟!!!
هیرسا : هیچی
ازش فاصله گرفتم ورفتم طرف در خنده رو لبام بود
- خسیس نزاشتی آهنگ بزنم
از اتاقش اومدم بیرون ورفتم تو اتاقم از ذوق می خواستم جیغ بزنم چشای خمارش یادم میومد خنده هام بیشتر می شد
شیلان:
ویلونشو برداشتم وخودم خواستم بزنم
هیرسا : نکن شیلان ...
یکی از سیمهاش پرید وکنده شد
هیرسا : تو چرا مثله بچه هایی
بده
نگاش کردم
- چرا دعوام می کنی ...
از حالت بغضم متعجب شد دستشو اورد برای ویلون گذاشتمش پشت سرم
هیرسا : اذیت نکن دیگه
- نمیدم
هیرسا : چرا اونوقت ؟!
- باید بهم یاد بدی
هیرسا : بده حالا
- نچ قول بده
تو چشام نگاه کرداخمو بود وانگار عصبی رفتم عقب
چنگ زد بهدستم ویلون رو بگیره دستام که تکیه گاهم بودن شُل شدن وافتادم
- آآآآیییی
قفسه ای سینم درد اومد چشامو باز کردم آرنجش خورده بود رو قفسه ای سینم
- مگه می خواستم بخورمش
هیرسا : بدم میاد یه حرف رو چند بار تکرار کنم
نمی دونستم چی بگم گفتم : خیلی زشتی مخصوصا چشای وزقیت
هیرسا: یه چیز جدید بگو
- تو یادم بده
سیم ویلون رو درست کرد وگفت : دیگه بدون اجازه دست بهش نمی زنی
- چرا دوست دخترت گرفته
بی توجه گفت : تو چرا انقدر زبونت دراز شده
- نمی دونم ....چطور ؟! نکنه می خوای کوتاهش کنی ؟!!!
نگاهی بهم انداخت وگفت : به زن جماعت رو بدی این میشه
- من شنیدم گفتن به سه چیز رو نده
هیرسا : چی مثلا؟؟؟!!!
صاف نشستم وگفتم : مرد ،گربه،بچه
هیرسا : نخیرم من شنیدم گفتن به زن ها رو ندی سوارت میشن
- مگه سواری هم میدی
خیز برداشت برام بلند شدم ورفتم طرف در از پشت موهامو گرفت و گفت : چی گفتی ؟؟؟؟؟
- گفتم تو خیلی مهربونی ....آخ موهام هیرسا کندیشون
دستمو کشیدم واسه در بازش کنم موهام درد می گرفت .
- ولم کن هیرسا...
هیرسا : بگو غلط کردم
- غلط کردی
موهام بیشتر فشار داد خواستم بزنم به پهلوش انگار از قبل فکرشو کرده بود دستمو پیچوند
- آی هیرسا ....
از درد خم شدم
- مگه دروغ میگم خودم عکس هاتو دیدم
دستمو بیشتر پیچوند
- هیرسااااا بخدا دستم شکست
هیرسا : تو کی رفتی تو گوشی من
- چیزی که هست چرا بهت بر می خوره
چقدر داغ بودبغلش با پا زدم به پاش
هیرسا : اخ دردم اومد پشه
- من کلاس وشورفتم هان می زنمت
هیرسا : کاملا معلومه
- چی
دوست داشتم برگردم نگاش کنم نمی تونستم حتا نمی تونستم صاف وایسم تو بغلش حس خوبی نداشتم
- بی انصاف دستمو شکوندی داری تلافی دیروز رو می کنی
هیرسا: باریکلازردک باهوش
- ول نمی کنی
هیرسا : بگو غلط کردم تا ولت کنم
- نمی خوام خودت غلط کردی
سروصدای بچه ها میومد
- بچه ها اومدن ول کن دیگه هیرسا ...هیرسا
دستمو آروم رها کرد وچرخوندم طرف خودش
- چیه؟!!!
هیرسا : هیچی
ازش فاصله گرفتم ورفتم طرف در خنده رو لبام بود
- خسیس نزاشتی آهنگ بزنم
از اتاقش اومدم بیرون ورفتم تو اتاقم از ذوق می خواستم جیغ بزنم چشای خمارش یادم میومد خنده هام بیشتر می شد
- ۱۲.۱k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط