{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار گذاشته بودیم هر شب به تماشای ماه برویم او به ماه خیر

قرار گذاشته بودیم هر شب به تماشای ماه برویم او به ماه خیره میشد و من به او⛓️🌚
دیدگاه ها (۰)

رازای تو با من دفن شدن خیالت راحتولی تو.. 🙂💔

من دیگه طاقت ندارمممممیکی برا من بلیط بگیره میخوام وقتی از س...

رفیق زود رفتی وگرنه...

وقتی که نور بهشون میتابه رو که نگو... ✨

من آدم هایی رو دوست دارم که از تغییر فصل ، صدای بارون ، تماش...

چقد وقتی کارناوال بخش میشد شادتر بودیم💔✨#کارناوال#سینا_ساعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط