{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارغوان میبینی؟

ارغوان میبینی؟
به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اند
مانده‌ایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شُنودن را
پشت این پنجره‌ بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
دیدگاه ها (۰)

مهم نیست شانه‌هایت تجسم است و آغوشت خیال همه‌ی یادت اینجاست ...

‌ ‌ ‌آࡄـوده خا︪︩ׄطرم‌ ‌ڪہ‌ ܝ̈̇ــو در خاطرمے‌ ‌ 🤍

جانِ تو و جانِ من گویی که یکی بوده‌ست ، سوگند بدین یک جان کز...

در پیش دو چشم من پیوسته خیال تو .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط