علی اصغر ع چگونه به شهادت رسید؟
علی اصغر ع چگونه به شهادت رسید؟
هنگامی که امام حسین دچار مصیبت اهل بیت و فرزندان خود گردید و غیر از آن حضرت و زنان و کودکان کسی باقی نماند آن حضرت فرمود:
هل من ذاب یذب عن حرم رسول اللَّه؟ هل من موحد یخاف اللَّه فینا؟
هل من مغیث یرجو اللَّه فی اغاثتنا؟
یعنی آیا دفاعکنندهای هست که از زنان و بچگان پیامبر خدا دفاع نماید؟
آیا یکتاپرستی هست که در باره ما از خدا خوف داشته باشد؟ آیا فریادرسی هست که برای فریادرسی ما به خدا امیدوار باشد؟
ناگاه صدای زنان به واویلا بلند شد! امام حسین علیه السلام متوجه خیمهها شد و فرمود: کودک مرا که علی نام دارد بیاورید تا او را وداع نمایم. آنان آن کودک را به آن حضرت دادند.
سبط ابن جوزی در تذکره از هشام بن محمّد کلبی نقل کرده که چون حضرت امام حسین علیه السّلام دید که لشکر در کشتن او اصرار دارند، قرآن مجید را برداشت و آن را از هم گشود و بر سر گذاشت و در میان لشکر ندا کرد:
بینی و بینکم کتاب اللّه و جدّی محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم.
بین من و شما کتاب خدا و جدم رسول الله (ص) حاکم است.
ای قوم! برای چه خون مرا حلال میدانید؟ آیا من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ آیا به شما نرسید قول جدّم در حقّ من و برادرم حسن علیه السّلام:
هذان سیّدا شباب اهل الجنّه؟
این دو دو سرور جوانان بهشتند.
ودرهمین حال به کودکش که از شدت تشنگی میگریست، نگاه کرد وسپس آن را بردست گرفت و فرمود:
ای قوم اگر به من رحم نمیکنید پس به این طفل رحم کنید!
شیخ مفید می نویسد:
همان طور که آن کودک را میبوسید می فرمود: وای بر این گروه در آن موقعی که جدت پیغمبر خدا خصم آنان باشد! همان طور که آن کودک در کنار امام حسین بود حرمله بن کاهل اسدی او را هدف تیر قرار داد و در کنار پدرش شهیدش کرد! امام حسین علیه السلام خون گلوی آن کودک را می گرفت و به طرف آسمان میپاشید.
سید بن طاوس میگوید: امام حسین(ع) فرمود: چون این مصیبت مرا خدا میبیند برایم قابل تحمل است.
امام محمّد باقر علیه السلام می فرماید: یک قطره از آن خون بزمین باز نگشت.
گفتهاند: امام حسین(ع) به آن کودک فرمود: تو از بچه ناقه صالح کمتر نیستی! پروردگارا! اگر یاری کردن را از ما گرفتهای پس این عمل را برای ما خیر و صلاح قرار بده..
هنگامی که امام حسین دچار مصیبت اهل بیت و فرزندان خود گردید و غیر از آن حضرت و زنان و کودکان کسی باقی نماند آن حضرت فرمود:
هل من ذاب یذب عن حرم رسول اللَّه؟ هل من موحد یخاف اللَّه فینا؟
هل من مغیث یرجو اللَّه فی اغاثتنا؟
یعنی آیا دفاعکنندهای هست که از زنان و بچگان پیامبر خدا دفاع نماید؟
آیا یکتاپرستی هست که در باره ما از خدا خوف داشته باشد؟ آیا فریادرسی هست که برای فریادرسی ما به خدا امیدوار باشد؟
ناگاه صدای زنان به واویلا بلند شد! امام حسین علیه السلام متوجه خیمهها شد و فرمود: کودک مرا که علی نام دارد بیاورید تا او را وداع نمایم. آنان آن کودک را به آن حضرت دادند.
سبط ابن جوزی در تذکره از هشام بن محمّد کلبی نقل کرده که چون حضرت امام حسین علیه السّلام دید که لشکر در کشتن او اصرار دارند، قرآن مجید را برداشت و آن را از هم گشود و بر سر گذاشت و در میان لشکر ندا کرد:
بینی و بینکم کتاب اللّه و جدّی محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم.
بین من و شما کتاب خدا و جدم رسول الله (ص) حاکم است.
ای قوم! برای چه خون مرا حلال میدانید؟ آیا من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ آیا به شما نرسید قول جدّم در حقّ من و برادرم حسن علیه السّلام:
هذان سیّدا شباب اهل الجنّه؟
این دو دو سرور جوانان بهشتند.
ودرهمین حال به کودکش که از شدت تشنگی میگریست، نگاه کرد وسپس آن را بردست گرفت و فرمود:
ای قوم اگر به من رحم نمیکنید پس به این طفل رحم کنید!
شیخ مفید می نویسد:
همان طور که آن کودک را میبوسید می فرمود: وای بر این گروه در آن موقعی که جدت پیغمبر خدا خصم آنان باشد! همان طور که آن کودک در کنار امام حسین بود حرمله بن کاهل اسدی او را هدف تیر قرار داد و در کنار پدرش شهیدش کرد! امام حسین علیه السلام خون گلوی آن کودک را می گرفت و به طرف آسمان میپاشید.
سید بن طاوس میگوید: امام حسین(ع) فرمود: چون این مصیبت مرا خدا میبیند برایم قابل تحمل است.
امام محمّد باقر علیه السلام می فرماید: یک قطره از آن خون بزمین باز نگشت.
گفتهاند: امام حسین(ع) به آن کودک فرمود: تو از بچه ناقه صالح کمتر نیستی! پروردگارا! اگر یاری کردن را از ما گرفتهای پس این عمل را برای ما خیر و صلاح قرار بده..
- ۴.۱k
- ۲۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط