{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که رفت و من و از یاد برد

وقتی که رفت و من و از یاد برد ,
هرچی که داشتم همه رو باد برد ,
تو کنج عزلت خودم نشستم ,
هرچی که آینه بود زدم شکستم....
زخم زبونارو به جون خریدم ,
از همه حتی از خودم بریدم !
چه عشق ناروایی ,
چه درد بی دوایی...!
چه زخم ناتمومی ,
چه سرنوشت شومی...
دیدگاه ها (۶)

این بود زندگی...!?

لعنت به این دیدار ,لعنت به این دیوار ,لعنت به این آوار ,من ز...

محسن و زانکو....

خاک بی حاصل بارون خورده ,غنچه وا نشده پژمرده ,گل از آدم و عا...

part 20مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط