پارت
پارت1
نویسنده:
لونا داشت با تازه وارد ها حرف میزد
و درمورد خون آشام ها، جادوگر ها و کیتسونه ها میگفت
لونا:خب بزارین براتون یک داستان جالب تعریف کنم..
روزی یک ملکه خون آشام زندگی میکرد که یک دختر به اسم ماری داشت که 8 سالش بود
توی این دوران انسان ها جادوگر ها و کیتسونه ها قرارداد صلح نوشته بودن
که البته خیلی هم طول نکشید که نابود شد..
وقتی ماری به 9 سالگی رسید یک سازمان به نام رهبران خونین که خون اشام بودن تصمیم گرفتن که ماری رو بکشن و با یک صحنه سازی دقیق کاری کنن که بنظر برسه کار انسان ها و جادوگران و کیتسونه ها بوده تا خون اشام هارو نابود کنن ولی خوب نیت اصلی این ساز مان به قدرت رسوندن گونه خودشون بین بقیه بود وقتی ماری کشته شد همه چیز طبق برنامه اون سازمان پیش رفت و ملکه خون آشام ها الیزا با یک خشم و کینه درحالی که دختر 9 ساله بی جون رو بغل کرده بود دستور حمله به بقیه گونه ها رو داد..... کیتسونه تعداد زیادی نبودن و تقریبا همشون کشته شدن جز چند شون که یکی از اون ها پدر بزرگ رئیس هارول و بقیه رو نمیدونم.. گونه جادوگر ها هم با انسان ها متحد شدن و
و کاری کردن که خون اشام ها الان مخفیانه زندگی میکنن ولی گونه انسان حریص بود و دولت دستور داد که هیچ گونه غیر انسان حق زندگی رو نداره...
*نویسنده *
یکی از شاگرد ها دستش رو برد بالا که سوال کنه
+پس دقیقا کار ما چیه؟ اخه الان توی این اتاق هم دو رگه هست هم خون آشام هم جادوگر؟!
لونا :خب من گفتم که خون اشام ها مخفی زندگی میکنن و خوب خون آشام ها به 3 دسته تقسیم میشن
اول: خون آشام های سلطنتی
این نوع با عقل تصمیم میگیرن و بدون خون هم میتونن زندگی کنن و فقط با ازدواج دوتا خون آشام سلطنتی زیاد میشن و بخاطر اینکه میتونن وقتی یکی رو گاز بگیرن و بجای خوردن خون به اون خون خودشون رو وارد کنن خون آشام های اصیل رو به وجود میارن
دووم:خون آشام های اصیل این نوع هم میتونن با عقل تصمیم بگیرن ولی این خون آشام ها باید در هفته حداقل یک بار خون بخورن تا نمیرن و این نوع هم فقط با خون سلطنتی به وجود میان و ازدواجم بکنن بچه شون انسان میشه
و اگه گاز بگیرن و بهتون خون بدن تبدیل به خون آشام سرباز میشین
سووم:خون آشام سرباز این گونه هم باهوش و به شدت خطرناک هستن و بین مردم توی کوچه و خیابون راه میرن و خطرناک چون در روز باید خون زیادی مصرف کنن و اگه دو روز نخوردن تبدیل به خون آشامی میشن که به همه حمله میکنه و عقلش رو از دست میده...
وضیفه ما سازمان سایه محافظت اینکه از مردم عادی محافظت کنیم با اینکه دولت با ما مخالفه و ما تقریبا سازمان غیر قانونی هستیم ولی به این فکر کنید که الا هم جادوگر و هم کیتسونه و حتی بچه ها ی انسانی مورد حمله اون خون آشام های وحشی قرار بگیرن و کشته بشن درسته بین ما خون اشام اصیل هم هست چون شما انتخاب کردید روزی اون ساز مان خون آشام هارو که باعث اصلی جنگ و خون ریزی شده بوده بکشید... و ما هم اون ادمای دولتی که زندگی رو برای گونه های دیگه سخت کردن نابود.. کنیم.... و صلح و امنیت رو... بسازیم..
*نویسنده *
آلن داشت به سخنرانی لونا گوش میداد و نیشخند زد و اروم زمزمه کرد(تو کسی هستی که به صلح اعتقاد نداره..همه اینو میدونن و همین عجیبه)
نویسنده:
لونا داشت با تازه وارد ها حرف میزد
و درمورد خون آشام ها، جادوگر ها و کیتسونه ها میگفت
لونا:خب بزارین براتون یک داستان جالب تعریف کنم..
روزی یک ملکه خون آشام زندگی میکرد که یک دختر به اسم ماری داشت که 8 سالش بود
توی این دوران انسان ها جادوگر ها و کیتسونه ها قرارداد صلح نوشته بودن
که البته خیلی هم طول نکشید که نابود شد..
وقتی ماری به 9 سالگی رسید یک سازمان به نام رهبران خونین که خون اشام بودن تصمیم گرفتن که ماری رو بکشن و با یک صحنه سازی دقیق کاری کنن که بنظر برسه کار انسان ها و جادوگران و کیتسونه ها بوده تا خون اشام هارو نابود کنن ولی خوب نیت اصلی این ساز مان به قدرت رسوندن گونه خودشون بین بقیه بود وقتی ماری کشته شد همه چیز طبق برنامه اون سازمان پیش رفت و ملکه خون آشام ها الیزا با یک خشم و کینه درحالی که دختر 9 ساله بی جون رو بغل کرده بود دستور حمله به بقیه گونه ها رو داد..... کیتسونه تعداد زیادی نبودن و تقریبا همشون کشته شدن جز چند شون که یکی از اون ها پدر بزرگ رئیس هارول و بقیه رو نمیدونم.. گونه جادوگر ها هم با انسان ها متحد شدن و
و کاری کردن که خون اشام ها الان مخفیانه زندگی میکنن ولی گونه انسان حریص بود و دولت دستور داد که هیچ گونه غیر انسان حق زندگی رو نداره...
*نویسنده *
یکی از شاگرد ها دستش رو برد بالا که سوال کنه
+پس دقیقا کار ما چیه؟ اخه الان توی این اتاق هم دو رگه هست هم خون آشام هم جادوگر؟!
لونا :خب من گفتم که خون اشام ها مخفی زندگی میکنن و خوب خون آشام ها به 3 دسته تقسیم میشن
اول: خون آشام های سلطنتی
این نوع با عقل تصمیم میگیرن و بدون خون هم میتونن زندگی کنن و فقط با ازدواج دوتا خون آشام سلطنتی زیاد میشن و بخاطر اینکه میتونن وقتی یکی رو گاز بگیرن و بجای خوردن خون به اون خون خودشون رو وارد کنن خون آشام های اصیل رو به وجود میارن
دووم:خون آشام های اصیل این نوع هم میتونن با عقل تصمیم بگیرن ولی این خون آشام ها باید در هفته حداقل یک بار خون بخورن تا نمیرن و این نوع هم فقط با خون سلطنتی به وجود میان و ازدواجم بکنن بچه شون انسان میشه
و اگه گاز بگیرن و بهتون خون بدن تبدیل به خون آشام سرباز میشین
سووم:خون آشام سرباز این گونه هم باهوش و به شدت خطرناک هستن و بین مردم توی کوچه و خیابون راه میرن و خطرناک چون در روز باید خون زیادی مصرف کنن و اگه دو روز نخوردن تبدیل به خون آشامی میشن که به همه حمله میکنه و عقلش رو از دست میده...
وضیفه ما سازمان سایه محافظت اینکه از مردم عادی محافظت کنیم با اینکه دولت با ما مخالفه و ما تقریبا سازمان غیر قانونی هستیم ولی به این فکر کنید که الا هم جادوگر و هم کیتسونه و حتی بچه ها ی انسانی مورد حمله اون خون آشام های وحشی قرار بگیرن و کشته بشن درسته بین ما خون اشام اصیل هم هست چون شما انتخاب کردید روزی اون ساز مان خون آشام هارو که باعث اصلی جنگ و خون ریزی شده بوده بکشید... و ما هم اون ادمای دولتی که زندگی رو برای گونه های دیگه سخت کردن نابود.. کنیم.... و صلح و امنیت رو... بسازیم..
*نویسنده *
آلن داشت به سخنرانی لونا گوش میداد و نیشخند زد و اروم زمزمه کرد(تو کسی هستی که به صلح اعتقاد نداره..همه اینو میدونن و همین عجیبه)
- ۱۱۲
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط