{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست

عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست

هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست
نتواند ز سر راه ملامت برخاست

که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق
که نه اندر عقبش گرد ندامت برخاست

عشق غالب شد و از گوشه نشینان صلاح
نام مستوری و ناموس کرامت برخاست

در گلستانی کان گلبن خندان بنشست
سرو آزاد به یک پای غرامت برخاست

گل صدبرگ ندانم به چه رونق بشکفت
یا صنوبر به کدامین قد و قامت برخاست

دی زمانی به تکلف بر سعدی بنشست
فتنه بنشست چو برخاست قیامت برخاست


سعدی
دیدگاه ها (۷)

آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ستوان نه بالای صنوبر که د...

سلام دوستان عزیز و گلم انشالله حال همه شما خوب باشه امین. .....

🌹 🍃 چشم تو خود چون شرابی ناب مستی آور است...گونه ات اما مرا ...

❤ ️عشق یعنےلحظه ےدلواپسے❣ عشق یعنےکےبه دادم میرسے❤ ️عشق یعنے...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط