{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز صبح دستت را میگیرم

یک روز صبح دستت را میگیرم
میبرم یکجا
که دست هیچ کس به خلوتمان نرسد
آن وقت من می‌مانمُ
غزلِ لب‌هایِ تو
و یک دنیا سکوت…
دیدگاه ها (۱)

در میان دست هایت عشق پیدا می شودزیر باران نگاهت نسترن وا می ...

مخاطب قلبم ﺁﻏــﻮش ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ تــو ﺟـــــﺎ ﺩﺍﺭﺩ …ﺍﮔﺮ ﺧــــ...

برکه‌ی چشمان من از شوق دیدار تو دریا میشودشک ندارم با تو در ...

گر مرا ترک کنی…من زغمت می سوزم…آسمان را به زمین…جان خودت می ...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

یک صبح بخیرهایی هم... بخیرهایی هم هستکه برای شنیدنشاز صبح زو...

هرروز به شوق تو بهانهدست خورشید می دهمتا بیدارم کند من تمامل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط