{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
آه ای #گنجشکهای   مضطرب شرمنده ام
لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد
من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند
نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیــــر کردی نیمـه ی #عاشق   ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
دیدگاه ها (۳)

کاش #بارانی   ببارد #قلبها   را تر کندبگذرد از هفت بند ما ...

ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﮐﻠﻤﺎﺕ ...ﺍﻣﺎ ...ﺑﺎﺯ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ...

نشد من به یکی بگم دیشب دو ساعت خوابیدمنگه بابا تو که خوبی من...

شانه­ ات را دیر آوردی، سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر، پیکر...

ـشانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خـشت و خشت و آجر و آجر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط