نگران نباش...
نگران نباش...
از کنارت که رد میشوم
طوری دندانهایم را روی هم میفشارم
که دهانم غلط کند
به اعتراف دوست داشتنت باز شود...
و دستانم را طوری درون جیبهام حبس میکنم
که به شوق گرفتن دستهات
از تنم جدا نشوند...
نگران نباش..
هیچ کس نخواهد فهمید
این آبادیه از درون ویران
تمام حجم درونش را
وقف داشتنت کرده است...
نه
لطفاً
نگران من هم نباش..
خوب بودن را خوب بلد شدهام بازی کنم ...
از کنارت که رد میشوم
طوری دندانهایم را روی هم میفشارم
که دهانم غلط کند
به اعتراف دوست داشتنت باز شود...
و دستانم را طوری درون جیبهام حبس میکنم
که به شوق گرفتن دستهات
از تنم جدا نشوند...
نگران نباش..
هیچ کس نخواهد فهمید
این آبادیه از درون ویران
تمام حجم درونش را
وقف داشتنت کرده است...
نه
لطفاً
نگران من هم نباش..
خوب بودن را خوب بلد شدهام بازی کنم ...
- ۱.۲k
- ۱۵ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط