{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}




فردا همه تو کافه جمع شدن


-خب کی فلشو باز میکنه؟

-رمز داره

-پس بیخیالش شیم

-نه

-سه جونگ؟..براچی?

-من رمزشو بلدم

-چطور؟

-این فلش قبلا دست من بود

-ببخشید چی?🗿


( همون لحظه گوشی جیهون زنگ خورد )


-چیشده؟

-یکی دیگه هم...فلش رو میخواد


( همون لحظه شیشه کافه شکست )


-من فقط برا قهوه اومده بودمممم😭💔


( هیون ووک دست هانا رو گرفت )


- بدو تا نمیرییی


( هرپنج نفر از کافه فرار کردن...اما هیچکس متوجه نشد که فلش دیگه دست هیون ووک نبود👀 )





ادامه در پارت ۳...
دیدگاه ها (۰)

P¹( همه چراغای شهر خاموش شد... )-این دیگ قطعی برق نیست🗿-هانا...

امروززززززز تولد زنمهههههه🛐😭😭تبریک بگینننننتولدت مبارک عشق ز...

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط