خودم زیاد دادم یکیشو میگم
خودم زیاد دادم یکیشو میگم
ی بار تو سرویس بودیم بعد بچه ها داشتن میگفتن بدشون میاد سر سفره ی عقد انگشت بکنن تو عسل بکنن تو حلق طرف بعد ایدا گفت اییییی فک کن انگشتش بره تو دهنم منم یهو گفتم نگران نباش چیزای دیگه ایم میره تو دهنت ایدا ک نفهمید چی گفتم ولی سارا داشت خفم میکرد
ی بار تو سرویس بودیم بعد بچه ها داشتن میگفتن بدشون میاد سر سفره ی عقد انگشت بکنن تو عسل بکنن تو حلق طرف بعد ایدا گفت اییییی فک کن انگشتش بره تو دهنم منم یهو گفتم نگران نباش چیزای دیگه ایم میره تو دهنت ایدا ک نفهمید چی گفتم ولی سارا داشت خفم میکرد
- ۲.۷k
- ۲۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط