خودم زیاد دادم یکیشو میگم

خودم زیاد دادم یکیشو میگم
ی بار تو سرویس بودیم بعد بچه ها داشتن میگفتن بدشون میاد سر سفره ی عقد انگشت بکنن تو عسل بکنن تو حلق طرف بعد ایدا گفت اییییی فک کن انگشتش بره تو دهنم منم یهو گفتم نگران نباش چیزای دیگه ایم میره تو دهنت ایدا ک نفهمید چی گفتم ولی سارا داشت خفم میکرد
دیدگاه ها (۲۰)

KIM V

پارت ۹و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

سانزو آروم رد خون رو دنبال کرد تا رسید به بدن پاره پاره شده....

نخون لهت میکنه داغون میشی از من گفتن بود.... دیگه نمیت...

💦رمان زمستان💦 پارت 104

پارت هشتم. سارا: از اون پسره متنفرمممممممممالیزابت: تو دوبار...

رمان دریای چشمات

#دختر‌شیطون‌بلا4در اتاق اولی رو باز کردم اما خوشم نیومد چون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط