عـشـق بـی پـایـان🦋✨
#درخواستی
𝘱𝘢𝘳𝘵:⁵
(وقتی یک ساله باهم ازدواج کردید اما تو یه سفره کاری با منشیش بهت خیانت میکنه...)
( روز ها هفته ها ماه ها سال ها گذشت اما دیگه هیچ خبری از ات نبود تقریبا میشه گفت بعد رفتن ات جونگکوک افسرده شد و هرچی جلوش بود رو میشکوند و هرشب الکل و مشروب میخورد و مست میکرد داشت دیوونه میشد دلش برای ات تنگ شده بود و نمیدونست چه فرشته ای رو از دست داده، نارا یا بهتر بگم همون منیشه جونگکوک فقط بخاطر پول جونگکوک باهاش بود و بعدش جونگکوک فهمید و اونو طلاق داد و از خونه انداختش بیرون)
_ آخ ات کجایی، دلم برات خیلی تنگ شده
( دقیقا همون شب جونگکوک به یه بار معروف دعوت شده بود و آماده شد و به بار رفت انقد خورده بود که مسته مست بود)
بادیگارد: قربان میخواید کمکتون کنم؟
_ نه خودم میرم (مست)
ویو جونگکوک
انقد مست بودم که نمیدونستم چی به چیه رفتم بیرون از بار یه دخترو دیدم خیلی شبیه ات بود کمی که دقت کردم دیدم خودشه سریع رفتم پیشش
_ هی اتتتتتت
ویو ات
چند سال از جدایی منو جونگکوک میگذره هنوز از یادم نرفته امشب تو خیابون پیاده روی میکردم که دیدم یه بار اونجاست و جونگکوک رو دیدم باورم نمیشد چقد داغون بود دلم براش سوخت خواستم فرار کنم منو نبینه ولی انگار دید و صدام کرد و سرجام میخکوب شدم
_ هی ات میدونم خودتی لطفا وایسا
+ چی میخوای
_ ات من واقعا معذرت میخوام
+ هه فایده نداره
_ ببین میدونم خیلی بهت بد کردم ببخشید واقعا احمق بودم اشتباه کردم اون دختره منو واسه پول خواست و وقتی فهمیدم بیرونش کردم و بدون تو داغون بودم باور کن سیگار از دستم نمیوفته از وقتی رفتی هر شب بخاطرت مست میکنم و افسردگی گرفتم
ویو ات
دلم براش سوخت وقتی اینارو گفت من هنوزم دوسش داشتم پس میتونم یه فرصته دیگه بهش بدم و رفتم نزدیکش و بغلش کردم
+ پسرم دلش برام تنگ شده بود؟ (بغض)
_ بیبم منو میبخشی
+ اهوم ولی دیگه تکرار نشه ها
_ قول تکرار نمیشه فقط برگرد
+ بیا بریم داخل ماشین خیلی زیاد خورد
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.