تومال منی پارت
تومال منی پارت۱۵
توما: مری خودتی وای چقدر دلم برات تنگ شده بود خوشگلم(حرف مری رو بغل کرد)
مری:سلااام توما چطوری
ذهن مری:اوفف باز شروع شد
ته:خب خب ما هم هستیم توما جانن(عصبی طور)
توما:بلهههه و شما پسرعمو الحق که انتخابت حرف نداره نمیدونی تو دوران دبیرستان... ...
ته:باشه باشه فهمیدم همه عاشقش بودن
توما:واقعا
مری:ته ولش با بریم تو هواپیما(اروم)
ته:باش
رفتیم نشستیم که ته گفت
ته:مری یعنی چی؟
مری:چی یعنی چی؟
ته:توما رو بغل میکنی سلام میکنی
مری:وا تهیونگ دوست دبیرستانمه ها
ته:خب باشه دوست دبیرستانت یادته اون شب چی گفت هانا که گفت پسره عوضی توما عاشقتِ ها
مری:وا الان به من اعتماد نداری یا خودت تهیونگم
ته:ببین هم به تو و هم به خودم اعتماد دارم اما دوست ندارم کسی روت کراش یا عاشقت باشه
مری:بابا غیرتییی (لبخند برعکس)
بعد یک روز که شنبه شد رسیدیم که خلیج فارس
(بچه ها الان ایرانن)
تهیونگ:اَهههه چقدر قشنگهههه
مری:عزیزم خلیج فارسه ها همونی که هم آب دهنشون بخاطرش میریزه(پوزخند)
توما:مری اینجا زیباست اما به تو نمیرسه (داره لاس میزنه)
مری:توما یه سوال
توما:بفرمایید در خدمتم
مری:هدفت چیه؟
توما: هدفم تویی
مری:هرچی که هست بس کن دیگه من برای تهیونگ شدم و تهیونگ برای من
ته: داشتم چمدون هارو میگرفتم که بحث مری توما رو شنیدم یعنی چی هدفم تویی اما مری خوب جوابشو داد بعد من رفتم پیششون
مری:تهیونگ عشقم بیا
ته:مری صدام زد وسایل رو داشتم میبردم خب همه از رابطه منو مری خبر دارن وقتی رفتم حس گرم چیزی رو روی لبام حس کردم دیدم مری هست توما جلومون بود از حسودی پاره شد
مری:بریم زندگیم؟
ته:بریم دختر ایرونی با وفای من
مری:لبخند برعکس
رفتیم هتل گرفتم خیلی از فن هامو دیدم که منو صداکردن با من عکس گرفتن گفتن که واقعا ایرانی هستی باید قیافه تهیونگ رو میدیدید محو زیبایی دریا شده بود
ته:چقدر شبیه به توعه
مری:همچنین مستر
ته:والا ما از زبونت یه ددی ندیدیم
مری:همه چی به وقتش تو منو خاستگاری کن ازدواج کن بعد
ته:تا اون موقع من میمیرم
مری:
ادامه دارد.....
توما: مری خودتی وای چقدر دلم برات تنگ شده بود خوشگلم(حرف مری رو بغل کرد)
مری:سلااام توما چطوری
ذهن مری:اوفف باز شروع شد
ته:خب خب ما هم هستیم توما جانن(عصبی طور)
توما:بلهههه و شما پسرعمو الحق که انتخابت حرف نداره نمیدونی تو دوران دبیرستان... ...
ته:باشه باشه فهمیدم همه عاشقش بودن
توما:واقعا
مری:ته ولش با بریم تو هواپیما(اروم)
ته:باش
رفتیم نشستیم که ته گفت
ته:مری یعنی چی؟
مری:چی یعنی چی؟
ته:توما رو بغل میکنی سلام میکنی
مری:وا تهیونگ دوست دبیرستانمه ها
ته:خب باشه دوست دبیرستانت یادته اون شب چی گفت هانا که گفت پسره عوضی توما عاشقتِ ها
مری:وا الان به من اعتماد نداری یا خودت تهیونگم
ته:ببین هم به تو و هم به خودم اعتماد دارم اما دوست ندارم کسی روت کراش یا عاشقت باشه
مری:بابا غیرتییی (لبخند برعکس)
بعد یک روز که شنبه شد رسیدیم که خلیج فارس
(بچه ها الان ایرانن)
تهیونگ:اَهههه چقدر قشنگهههه
مری:عزیزم خلیج فارسه ها همونی که هم آب دهنشون بخاطرش میریزه(پوزخند)
توما:مری اینجا زیباست اما به تو نمیرسه (داره لاس میزنه)
مری:توما یه سوال
توما:بفرمایید در خدمتم
مری:هدفت چیه؟
توما: هدفم تویی
مری:هرچی که هست بس کن دیگه من برای تهیونگ شدم و تهیونگ برای من
ته: داشتم چمدون هارو میگرفتم که بحث مری توما رو شنیدم یعنی چی هدفم تویی اما مری خوب جوابشو داد بعد من رفتم پیششون
مری:تهیونگ عشقم بیا
ته:مری صدام زد وسایل رو داشتم میبردم خب همه از رابطه منو مری خبر دارن وقتی رفتم حس گرم چیزی رو روی لبام حس کردم دیدم مری هست توما جلومون بود از حسودی پاره شد
مری:بریم زندگیم؟
ته:بریم دختر ایرونی با وفای من
مری:لبخند برعکس
رفتیم هتل گرفتم خیلی از فن هامو دیدم که منو صداکردن با من عکس گرفتن گفتن که واقعا ایرانی هستی باید قیافه تهیونگ رو میدیدید محو زیبایی دریا شده بود
ته:چقدر شبیه به توعه
مری:همچنین مستر
ته:والا ما از زبونت یه ددی ندیدیم
مری:همه چی به وقتش تو منو خاستگاری کن ازدواج کن بعد
ته:تا اون موقع من میمیرم
مری:
ادامه دارد.....
- ۴.۲k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط