{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستم پاى مشروب گفتند: بخور بگو به سلامتى اون که دوستش دا

نشستم پاى مشروب گفتند: بخور بگو به سلامتى اون که دوستش دارم پيکو به لبم نزديک کردم نخوردم! ولى گفتم: به سلامتى اون که ازش جون ميگيرم، گفتند: نخوردى؟ گفتم من سلامتى اونو تو پاکى ميخوام: نه تومستی...!!!
دیدگاه ها (۳)

رفتم برات یه ساعت بخرم! ولی هرچی گشتم هیچ ساعتی مثل ساعتهایی...

خوشگله؟؟!

....

:-(

رمان: ببر من p۲ _: تعجب کردم...

قسمت سوم از رنان عشق یا نفرت

my love part 41

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط