{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایم را ب بیمارستان میبرم

چشم هایم را ب بیمارستان میبرم


نمیدانم چ مرگشان شده است❗️
هرشب در خواب جایشان را خیس میکنند
دیدگاه ها (۱۱)

شهره یه جوری میگه: "داره کم کم نفسم میگیره، برگرد" ...

ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﺷﻮ ﺑﺪﻩ , ﺑﺎﭼﺎﺩ...

بابا دوتا پست میذاریم دورهم بخندیم دیگه هی نیا...

ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﻡ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺳﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﺭﻭ ﺑﺎ...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو می نویسمقلبم خیس دلتنگی ...

نمیدانم اکنون که دوباره خام را به جوهر آمیختم ، چه در آن سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط