{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم دست به مویش ببرم

خواستم دست به مویش ببرم
خــواب شـود،
عطـر گیسـوش چنـان بـود
که بی هوشـم کـرد...!
#کاظم_بهمنی #مد
دیدگاه ها (۱)

تو مثل دلبری های پاییزمی مانیآدم نمی داند نگاهت کند یا کوچه ...

زلف آن است که بی شانه دل از جا ببرد .... #شهریار #مد

میان صبحهایم بنشین آفتاب شو تویِ چشمهایم برقص ...تو همان صبح...

تجربه‌ی اولین‌هابا تو زیباستمثلا...شروع همیناولین ثانیه‌های ...

دست هایم را بگیرتورا خواهم بردتا بیکرانه های جغرافیای خیالدش...

🚩 راننده اسنپی که در اوج مستی، خوابی می بیند که باعث علاقه و...

نمی بخشم کسی را که جفا با نور عینم کردهمان که نیزه را محکم ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط