{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح ،

صبح ،
بهار روز است
و آغاز یک مجال تازه ؛
مجالی برای عاشقانه بودن ،
مجالی برای دوباره دیدن ،
نفس کشیدن ،
ایستادن ،
راه رفتن ،
نفس نفس دویدن تارسیدن ...

صبح ،
بهار روز است ؛
دختر آفتاب ،
آینه اش را به سمت شیشه اتاق تو میگیرد تا بیدار شوی ،
پلک هایت سبک شوند .
پنجره ها بی تاب نفس کشیدن ،
بی تاب هوای تازه اند
پنجره های چشمان خواب آلود که اگر آنها را با نسیم صبحگاهی نوازش نکنی ،
خستگی را تا غروب بر تن دارند ...

صبح ،
نماد روشنایی و زندگی است .
درختان ،
رنگ و رویی دیگر دارند ...
آسمان ،
چشم به زمین میدوزد
و زمین ،
سرشار است از جنب و جوش
سلام صبحتون بخیر
لحظه هاتون سرشار از عشق خدایی ...
دیدگاه ها (۲)

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...صبح را با تمام وجود نفس خو...

سلام صبح بخیر  آفتاب سلامی دوباره خواهم داد.» صبح را با تمام...

اونقدر میخوامت که همه باهات بد شن ...پ.ن 1 :انگار تورا از رو...

صبح زود، هوا هنوز خنک بود و نور کم‌رنگ خورشید تازه خودش را ب...

ویژه بهار 🌸🌺🌾🌸🌻🌻🌺با نام خالق شکوفه های بهاری جوانه زدن های ش...

پارت سهپشت در، کسی منتظرم بودبدنم خشک شده بود.جرئت نفس کشیدن...

اشعاری از سعید شیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط