{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان محیار

نام رمان: محیار
نویسنده:آیلین آریانمهر
ژانر: عاشقانه
pdfتعداد صفحات :۳۵۴
خلاصه:محیار، پسر مغرور و پر جذبه ایی که، در خونه مجردی خودش، به همراه رفیقش پیام، در بالاشهر زندگی می‌کنه.
محیار شیطنت های زیادی می‌کنه.
عاشق می‌کنه، اما عاشق نمیشه!
و القصه اینکه، بر حسب روزگار…

دانلود رمان عاشقانه : بخشی از رمان
هیچ وقت ، حتی تا به این سن زن پدرمو ندیدم! هیچسراغیم نمیگیرم! پدرم هیچ وقت این و بهم نگفت اما من خوب میفهمم که زنش نمی خواست من باهاشون زندگی کنم و پدرم هم اون رو به من ترجیح داد… خیلی تلخه مگه نه؟ بگذریم… کسی چه میدونه شاید یه برادر یا خواهرم داشته باشم خخخخخ! به کلی پدرم رو فراموش کردم چون اون همیشه مشغول کاراش بودو کمتر به من سر میزد ؛ میدونی این موضوع تو مخ هیچ کَس نمیره که مگه آخه میشه یه نفر تو دنیا حتی واسه یک سال هم با پدرش هم خونه نشده باشه! آره ممکنه ، من کسیم که تاحالا با پدرم تو یک خونه زندگی نکردم… منم با تجربه های خودم و نصیحت های پدربزرگم بزرگ شدم و زندگیرو درک کردم. سالگی پدربزرگم فوت کرد و واقعا برام سخت بود ، زندگی تو خونه ایی که توش کلی با پدربزرگم خاطره دارم ۱۹ بعد ، با تنها حامی زندگیم! پس تصمیم گرفتم یه خونه واسه خودم بگیرم که به لطف حساب بانکیم ، که پدرم همیشه پرش می کرد ، واسه خودم ی خونه دستو پا کردم! خیلی بچه بودم و خیلی زود بود واسه مستقل شدن ؛ اما من بخاطر غرور شدیدی که داشتم هیچ وقت به خونه پدرم برنگشتم و تنهایی رو ترجیح دادم… منو پدرم شاید در ماه یکبار همدیگرو اونم اتفاقی تو شرکت ببینیم!

من از بچگی زیاد بابامو دوست نداشتم چون به هیچی اهمیت نمی داد جز کارش! و این موضوعِ ازدواجش باعث شد رابطم باهاش به کلی بهم بریزه و تا به الان هیچ حسی بهش ندارم ؛ جز اینکه رئیس شرکتم باشه. اونم درگیر زندگیش بود. ولی این دو سه سال انگار یادش اومده که پسری ام داشته و همش سعی میکنه بهم نزدیک بشه و من هربار با سردی ازش فاصله میگیرم . جوونی و بچگی من ، پدر…هیچ وقت بهم برنمیگرده



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

نویسنده: محدثه.سانژانر: اجتماعی #عاشقانهتعداد صفحات: ۴۳۵خلاص...

نام رمان: ریحانهنویسنده:زهرا سلیمانیژانر: عاشقانه pdfتعداد ص...

نام رمان:عاشق شدیمنویسنده:زهره بیگیژانر: عاشقانه pdfتعداد صف...

نام رمان:فیلتر قرمزنویسنده:v.rahimi1ژانر: عاشقانه pdfتعداد ص...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

معرفی رمان

سلام. من چیز های عجیبی میبینم . همه بهم میگن که (دروغگو !روح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط