{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به یک صبح

من به یک صبح
که با خنده ات آغاز شود می اندیشم؛
و به یک حبه ی قند که از کنجِ لبت بردارم؛
کاش این صبح بیاید
و اندیشه ی من رنگِ رویا نشود!
دیدگاه ها (۲)

دوسـتت دارم آنقـدر ڪه می دانم اگر این شــ؏ــر را رها ڪنم تــ...

پُرم از راه ...از پُل ...از رود ...از موج ...!پُرم از سایه‌ی...

شهر به شهر،خیابان به خیابان،کوچه به کوچه،به دنبالت خواهم گشت...

چه کسی می‌فهمد ،در دلم رازی هست ...؟می ‌سپارم آن را ،به خیال...

دل بده تا به لبت طعم غزل بنشانمدلم ارزانی تو  کاش  برآری جان...

همه می پرسندچیست در زمزمه مبهم آبچست در همهمه دلکش برگچیست د...

🌷صبح یعنی بوی گل مریم🌿که سراسر شب را پر کرده بود🌷و حالا با ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط