𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 29
نبرد شروع شد.
چان و چانگبین جلوی مهاجمان ایستادند.
سونگمین کنار چان میجنگید.
چان: مراقب باش!
سونگمین: خودت مراقب باش.
چان: نگران منی؟
سونگمین: الان وقتش نیست!
چان خندید.
آن طرف، مینهو جلوی هان ایستاده بود.
هان: چرا باز جلوی منی؟
مینهو: چون اینجا خطرناکه.
هان: من بلدم از خودم مراقبت کنم.
مینهو: میدونم.
هان: پس؟
مینهو مکث کرد.
مینهو: ولی ترجیح میدم خودم مراقبت کنم.
هان برای لحظهای ساکت شد.
در مرکز معبد، فلیکس و جونگین قدرتشان را آزاد کردند.
نور و سایه در سراسر معبد پیچید.
اما ان مرد هنوز ایستاده بود.
مرد: نمیتونید منو شکست بدید.
هیونجین جلو رفت.
هیونجین: تنها نیستن.
قدرت سایه در دستش جمع شد.
فلیکس به او نگاه کرد.
فلیکس: هیونجین!
هیونجین دستش را جلو آورد.
فلیکس دست او را گرفت.
رایحهی وانیل و یاس با قهوه و دود در هم آمیخت.
قدرتشان یکی شد.
نور و سایه همزمان منفجر شدند.
مرد برای اولین بار عقب رفت.
مرد: غیرممکنه...
هیونجین: نه.
فلیکس کنار او ایستاد.
فلیکس: فقط چیزی که تو نمیخواستی اتفاق بیفته...
هیونجین : اتفاق افتاد
معبد لرزید.
مهر قدیمی شکست.
و نور بزرگی تمام آسمان را پوشاند.
پایان پارت ۲۹
#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی
#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
Part 29
نبرد شروع شد.
چان و چانگبین جلوی مهاجمان ایستادند.
سونگمین کنار چان میجنگید.
چان: مراقب باش!
سونگمین: خودت مراقب باش.
چان: نگران منی؟
سونگمین: الان وقتش نیست!
چان خندید.
آن طرف، مینهو جلوی هان ایستاده بود.
هان: چرا باز جلوی منی؟
مینهو: چون اینجا خطرناکه.
هان: من بلدم از خودم مراقبت کنم.
مینهو: میدونم.
هان: پس؟
مینهو مکث کرد.
مینهو: ولی ترجیح میدم خودم مراقبت کنم.
هان برای لحظهای ساکت شد.
در مرکز معبد، فلیکس و جونگین قدرتشان را آزاد کردند.
نور و سایه در سراسر معبد پیچید.
اما ان مرد هنوز ایستاده بود.
مرد: نمیتونید منو شکست بدید.
هیونجین جلو رفت.
هیونجین: تنها نیستن.
قدرت سایه در دستش جمع شد.
فلیکس به او نگاه کرد.
فلیکس: هیونجین!
هیونجین دستش را جلو آورد.
فلیکس دست او را گرفت.
رایحهی وانیل و یاس با قهوه و دود در هم آمیخت.
قدرتشان یکی شد.
نور و سایه همزمان منفجر شدند.
مرد برای اولین بار عقب رفت.
مرد: غیرممکنه...
هیونجین: نه.
فلیکس کنار او ایستاد.
فلیکس: فقط چیزی که تو نمیخواستی اتفاق بیفته...
هیونجین : اتفاق افتاد
معبد لرزید.
مهر قدیمی شکست.
و نور بزرگی تمام آسمان را پوشاند.
پایان پارت ۲۹
#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی
#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
- ۱۱۳
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط