وقتی عضو نهمی و اعضا دوست ندارن و بیماری قلبی داری....
وقتی عضو نهمی و اعضا دوست ندارن و بیماری قلبی داری....
پارت آخر
هان: بسه ما در حقش خیلی بدی کردیم، اون بیماری قلبی داره به ما نگفته که ناراحت نشیم ولی ما باهاش دعوا میکردم و گاهی میزدیمش و کلا دوسش نداشتیم 😭😭
لینو: چ.. چی... اون بیماری قلبی.. داشته .. ن.. نه نه این درست نمیتونه باشه(شوک و بغض )
جونگین: پس بگو صبح چرا دستش رو قلبش بود و تو بین اون و اون پسره دستش رو برد رو سینش (شوک و بغض )
فلیکس : ما انقدر بی رحمیم که گذاشیتم یه فرشته انقد درد و رنج بکشه (گریه و شوک)
هیونجین: واقعا باورم نمیشه (شوک و اجازه داد اشکاش بریزه)
هان: باور نمیکنید بیاید اینم قرص و اینم آزمایشا (داد و گریه)
سونگمین: هر جور که شده امروز از دلش درمیاریم (گریه)
چان: اره بیاید از الان انجامش بدیم (بغض)
لینو: چان و سونگمین و چانگبین باهم برید فلیکس و هیونجین باهم من و هان و جونگین باهم حالا وظیفه هاتون چان تو میوه بخر سونگمین تو خوش سلیقه ای پس لباس و لوازم ارایشی بخر چانگبین تو هم کیک بخر
فلیکس تو غذا درست کن هیونجین و جونگین خونه رو مرتب و تمیز کنید هان برو تو انباری وسایل تزیین رو بیار باهم خونه رو تزیین میکنیم
همه باهم: باشه بریم
همه رفتن کاراشون کردن وقتی کاراشونو کردن سونگمین گفت
سونگمین: من زنگ میزم ات ببینم کجاست کی میاد
چانگبین: اوکی
تلفن ات و سونگمین
سونگمین: الو سلام اتی کجایی کی میای
+الو سلام سونگمین چه چقد عجیب شدی، کنار آبم کی دیگه میام چطور
سونگمین: هیچی فقط میخواستیم درباره یه موضوع مهم حرف بزنیم باهات
+باشه کاری نداره
سونگمین: نه ممنون فقط زود بیا
+باشه خداحافظ
سونگمین: خداحافظ
پایان تماس ات و سونگمین
لینو: پسرا حس میکنم از ات خوشم میاد ولی نمیدونم کی بهش بگم
فلیکس: واقعا (ذوق و تعجب) از کی
لینو: از یه ماهی میشه
هیونجین و فلیکس: اَااااااااا
لینو: کوفت چتونه
هیونجین: هیچی آخه تو کی از همه ما باهاش بد تر بود
لینو: درسته ولی بعد عاشقش شدم ولی نخواستم نشون بدم ببخشید که زودتر نگفتم راستش اولش فک کردم فقط هوسه ولی فهمیدم اشتباه برداشت میکردم:)
جونگین: خوب میتونی بع غذا بگی بهش
چانگبین:اره فکر خوبه
فلیکس: اره از نظر منم خوبه
سونگمین: هیونگ من اکسسوری انگشتر گرفتم بیا بهش بده
هان: اره مطمئنم که قبول میکنه
لینو: خدا کنه
سونگمین: اوههه بچه ها ات تو راه چیزا رو بگیرد چراغا رو خاموش کنید شمع ها رو روشن کنید زود باشید
همه باهم: اوکی
10مین بعد ات رسید خونه فک کرد همه خوابن دس خواست چراغا رو روشن کنه که دید شمع ها همه جا رو روشن کردن پس اون مسیر رو ادامه دادم که دیدم پسرا اونجان دست لینو کیک بود که گفت
لینو:ات ما رو ببخش ما به خودمون اومدیدث دیدیدم که در حقت خیلی بدی کردیم لطفا ما رو ببخش
پسرا همه باهم گفتن: ات ما رو ببخش(گریه)
(ات تو تعجبه ولی بعد اوکی شد)+من شما رو خیلی وقته بخشیدمتون پسرا حالا گریه نکنید بیاین بغلم
همه رفتن ات رو بغل کردن
بعد غذا خوردن و حرف زدن که سونگمین و لینو اومدن کادو هایی که برای ات گرفتن بین پسرا پخش کردن و دادن یکی یکی ات ات خیلی خوشحال شد
+مرسی ممنون خیلی خوشحالم کردین (دوباره همو بغل کردن) بعد لینو گل رز قرمز و انگشتر رو گرفت گفت
لینو: ات من رو ببخش ولی من حدود یک ماهه عاشقتم اول فکر کردم فقط هوسه. لی زعد فهمیدم که اشتباه میکردم لطفا منو ببخش حالا میشه ملکه قلبم بشی
(تو شوکه ولی گفت)+من که همتون ببخشیدم...... و حالا جواب سوالت..... باید بگم که بلههههه مستر لی مینهووو
بعد لینو انگشتر رو کرد دست ات بغلش کرد و دیگه طاقت نیاورد و لب ات رو بوسید و به خوبی و خوشی زنگی کردن
تمااااممم
چطور شد؟
حمایتتت؟ 🌷♥🫠🫠🫠
پارت آخر
هان: بسه ما در حقش خیلی بدی کردیم، اون بیماری قلبی داره به ما نگفته که ناراحت نشیم ولی ما باهاش دعوا میکردم و گاهی میزدیمش و کلا دوسش نداشتیم 😭😭
لینو: چ.. چی... اون بیماری قلبی.. داشته .. ن.. نه نه این درست نمیتونه باشه(شوک و بغض )
جونگین: پس بگو صبح چرا دستش رو قلبش بود و تو بین اون و اون پسره دستش رو برد رو سینش (شوک و بغض )
فلیکس : ما انقدر بی رحمیم که گذاشیتم یه فرشته انقد درد و رنج بکشه (گریه و شوک)
هیونجین: واقعا باورم نمیشه (شوک و اجازه داد اشکاش بریزه)
هان: باور نمیکنید بیاید اینم قرص و اینم آزمایشا (داد و گریه)
سونگمین: هر جور که شده امروز از دلش درمیاریم (گریه)
چان: اره بیاید از الان انجامش بدیم (بغض)
لینو: چان و سونگمین و چانگبین باهم برید فلیکس و هیونجین باهم من و هان و جونگین باهم حالا وظیفه هاتون چان تو میوه بخر سونگمین تو خوش سلیقه ای پس لباس و لوازم ارایشی بخر چانگبین تو هم کیک بخر
فلیکس تو غذا درست کن هیونجین و جونگین خونه رو مرتب و تمیز کنید هان برو تو انباری وسایل تزیین رو بیار باهم خونه رو تزیین میکنیم
همه باهم: باشه بریم
همه رفتن کاراشون کردن وقتی کاراشونو کردن سونگمین گفت
سونگمین: من زنگ میزم ات ببینم کجاست کی میاد
چانگبین: اوکی
تلفن ات و سونگمین
سونگمین: الو سلام اتی کجایی کی میای
+الو سلام سونگمین چه چقد عجیب شدی، کنار آبم کی دیگه میام چطور
سونگمین: هیچی فقط میخواستیم درباره یه موضوع مهم حرف بزنیم باهات
+باشه کاری نداره
سونگمین: نه ممنون فقط زود بیا
+باشه خداحافظ
سونگمین: خداحافظ
پایان تماس ات و سونگمین
لینو: پسرا حس میکنم از ات خوشم میاد ولی نمیدونم کی بهش بگم
فلیکس: واقعا (ذوق و تعجب) از کی
لینو: از یه ماهی میشه
هیونجین و فلیکس: اَااااااااا
لینو: کوفت چتونه
هیونجین: هیچی آخه تو کی از همه ما باهاش بد تر بود
لینو: درسته ولی بعد عاشقش شدم ولی نخواستم نشون بدم ببخشید که زودتر نگفتم راستش اولش فک کردم فقط هوسه ولی فهمیدم اشتباه برداشت میکردم:)
جونگین: خوب میتونی بع غذا بگی بهش
چانگبین:اره فکر خوبه
فلیکس: اره از نظر منم خوبه
سونگمین: هیونگ من اکسسوری انگشتر گرفتم بیا بهش بده
هان: اره مطمئنم که قبول میکنه
لینو: خدا کنه
سونگمین: اوههه بچه ها ات تو راه چیزا رو بگیرد چراغا رو خاموش کنید شمع ها رو روشن کنید زود باشید
همه باهم: اوکی
10مین بعد ات رسید خونه فک کرد همه خوابن دس خواست چراغا رو روشن کنه که دید شمع ها همه جا رو روشن کردن پس اون مسیر رو ادامه دادم که دیدم پسرا اونجان دست لینو کیک بود که گفت
لینو:ات ما رو ببخش ما به خودمون اومدیدث دیدیدم که در حقت خیلی بدی کردیم لطفا ما رو ببخش
پسرا همه باهم گفتن: ات ما رو ببخش(گریه)
(ات تو تعجبه ولی بعد اوکی شد)+من شما رو خیلی وقته بخشیدمتون پسرا حالا گریه نکنید بیاین بغلم
همه رفتن ات رو بغل کردن
بعد غذا خوردن و حرف زدن که سونگمین و لینو اومدن کادو هایی که برای ات گرفتن بین پسرا پخش کردن و دادن یکی یکی ات ات خیلی خوشحال شد
+مرسی ممنون خیلی خوشحالم کردین (دوباره همو بغل کردن) بعد لینو گل رز قرمز و انگشتر رو گرفت گفت
لینو: ات من رو ببخش ولی من حدود یک ماهه عاشقتم اول فکر کردم فقط هوسه. لی زعد فهمیدم که اشتباه میکردم لطفا منو ببخش حالا میشه ملکه قلبم بشی
(تو شوکه ولی گفت)+من که همتون ببخشیدم...... و حالا جواب سوالت..... باید بگم که بلههههه مستر لی مینهووو
بعد لینو انگشتر رو کرد دست ات بغلش کرد و دیگه طاقت نیاورد و لب ات رو بوسید و به خوبی و خوشی زنگی کردن
تمااااممم
چطور شد؟
حمایتتت؟ 🌷♥🫠🫠🫠
- ۲۲۹
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط