{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 21
دقیقا جفتش نشستم
سومی تا من دید چشمکی برام فرستاد
منم در جواب بوس پروازی ای براش فرستادم
نگاهی به جونگکوک انداختم که مصادف با زل زدن توی اون دو تا گوی جذاب بزرگش بود
احساس کردم میخواد چیزی ازم بپرسه

+چیزی شده؟

چند ثانیه مکث کرد و با تردید پرسید

_تو‌ که لزبین نیستی؟

ای بابا باز شروع شد
تا چشمکی به دختری زدم به گرایشم شک میکنن
آخه عزیزم اگه بزاری من بوست هم میکنم ولی مشکل اینجاست تو نمیزاری
تهیونگ که صدای جونگکوک‌ رو شنیده بود لبخندی شیطون زد
من که میدونم همه ی اتیشا از گور این می‌خوابه
صداشو صاف کرد و گفت

✓اره..اتفاقا توی مدرسه ی قبلیمون هم..

تا خواست بگه از جام مثل گربه پریدم و دستمو روی دهنش گذاشتم

+داداش عزیزم خیلی حرف میزنه شما دقت نکنید

و نگاه تیز وتهدید واری بهش انداختم
کم مونده بود کراشام رو بپرونه
همچنان شیطون بهم نگاه میکرد دوست داشتم این دفعه بزنم تو دهنش


✓نمیخوای بری؟


+نه

با صدای کفش های پاشنه بلندی در حالی که دستم روی دهن تهیونگ بود برگشتم
خودش بود
عذاب الهی
فرشته ی مرگ
بدبختی
در یک کلمه شیبال سگی
فاکینگ بچ
با عشوه جوری که همه ی بدنش تکون بخوره وارد اتاق شد
چشمای قهوه ایش رو خمار کرد
در حالی که سینه هاش تکون میخورد
با عشوه گفت

✓جونگکوکییی

مرض
درد
کوفت
زهر مار
ایشاالله بری زیر هجده چرخ از شرت خلاص شیم

کوک سوالی نگاهش کرد که گفت

✓میشه بیام پیشت ددی؟


ددی و مرگ
ددی و کوفت
جرعت داری یکبار دیگه بهش بگو که خشتکت رو پرچم کنم دختره ی شیبال تر از شیبال
حیف که نمی‌تونستم بلند بگم و همش در ذهنم بود
نگاهی بهش انداختم
داشت به سمت کوک عزیز تر از جانم می‌رفت برای بار دوم جهشی غول آسا زدم و سریع‌ زدم دویدم و خودمو پرت کردم کنار کوک
در حالی که نزدیک بود سر بخورم که کوک دستمو گرفت و سمت خودش کشید
یهو افتادم تو بغلش
در حالی که توی باسنم عروسی بود و با چشمای قلبی ستاره ی نگاه کوک میکردم رو به دنیلا گفت

_فعلا که کنسله
دیدگاه ها (۴)

I'm not jealous part 22جوری افتاده بودم توی بغلش که سرم تقری...

I'm not jealous part 20دستمو از دستای پر رگ و جذاب کوک بیرون...

I'm not jealous part 19اون جونگکوک بود دو تا دختر و پسر دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط