در هوس خیال او

در هوسِ خیالِ او
همچو خیال گشته ام
اوست گرفته شهرِ دل
من به کجا سفر برم...
دیدگاه ها (۶)

گره زده ست دلم را به بندگیسویشخدا کند که بداند اسیر یعنی چه....

کاش کسی پاییز را سر و ته میکرد !برگ ها به درختمیچسبیدند ، تو...

ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﺩﻭﺳﺘﺖ دﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻮﺍﻟﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻪ...

آرامـــــش پیدا می ڪنم میانِ دوستت دارم‌هائی که از چشمانت ...

آن سفر کرده که صد قافله دل هَمره اوست ...هرکجا هست خدایا به ...

آن را که جای نیست همه شهر جای اوست، درویش هر کجا که شب آید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط