{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از شراب نیمه شب سرمست سرمستم هنوز

از شراب نیمه شب سرمست سرمستم هنوز
تاری از زلف سیاهش مانده در دستم هنوز

من خراباتی و رندم عاشقی دیوانه ام
از می جام وجودش همچنان مستم هنوز

دیده ام رویای رویش را شبی در شهر خواب
مست یاد روی ماهش بوده و هستم هنوز

از می جام نگاهش سرخوشیها میکنم
چون بغیر از با خیال او نپیوستم هنوز

عشق جان افروز او دین ودلم بر باد داد
در میان کفر و ایمان هردو پا بستم هنوز

ناله بر لب گفت" فلانی!! "با خدای مهربان
عهد با او بستم و این عهد نشکستم هنوز....
دیدگاه ها (۷)

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

یک چهار شنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای ش...

میان دفتر شعرم ،......... مرا گم کردی و رفتی .نوشتم بی" تـو"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط