سینهزنی در تکیه اصلاحطلبان با موضوع مندرآوردی «تجدید ن
سینهزنی در تکیه اصلاحطلبان با موضوع مندرآوردی «تجدید نظر مردم در انقلاب اسلامی»!
فردی به نام محمد سروشمحلاتی که رسانههای اصلاحطلب گاهی از او با عنوان آیتالله و گاهی هم با عنوان حجتالاسلام یاد میکنند، به تازگی در یک جلسه اصلاحطلبان که گویا برای عزاداری برای سالار شهیدان برپا شده، با اشاره به قیام امام حسین(ع) گفته است:
«مشکل بسیاری از انقلابها این است که ممکن است در مقطعی مردم به انقلاب روی آورند اما هنگامی که عقب نشینی صورت گرفت و مردم از انقلاب برگشتند، حرکت وضع دیگری پیدا میکند. مشکل آنجاست که بعد از آن کسانی میگویند مابه عنوان رهبران انقلاب تشخیص میدهیم که چه باید کرد و چه نباید کرد. رهبران به مردم میگویند شما بیخود و بیجا میکنید که از انقلاب روی میگردانید، تشخیص با ما رهبران است. در گام نخست مردم با خواست خود آنها رأی روی کار آوردند اما وقتی دیگر خواست مردم به انقلاب نبود، میگویند چه مردم بخواهند و چه نخواهند انقلاب باید ادامه یابد...تعبیر عجیبی مرحوم شهید مطهری دارد که میگوید مشکل انقلابها این است که معمولا نیابتبردار میشوند. و بعد توضیح میدهد که کسانی که خود را رهبر انقلاب میدانند، حتی اگر مردم نخواهند و آنها را دیگر نپذیرند، به مردم میگویند که ما خودمان از طرف شما تصمیم میگیریم.»(جماران)[۳]
*آقای سروش محلاتی که در ایام انتخابات مجلس خبرگان اعلام کرده بود اعضای این مجلس خبره نیستند و در جریان کاندیداتوری خود برای انتخابات این مجلس نیز از سوی شورای نگهبان تأیید صلاحیت نشد؛ به بهانه قیام امام حسین(ع) تئوری براندازانهی «تجدید نظر در انقلاب اسلامی» را مطرح کرده است.
چند سال قبل از او، علیرضا بهشتی و سعید حجاریان هم صحبتهایی را در این زمینه مطرح کردهاند.
بهشتی زمانی در یک مصاحبه با اشاره به همین معنی گفته بود:
«عدهای از مردم در هر زمانی بهنظرشان میآید میخواهند زندگی فردی و اجتماعیشان براساس یک مکتب اداره شود. اینجا افراد تصمیم میگیرند آگاهانه و آزادانه واردِ یک قرارداد اجتماعی بشوند. وقتی میگویم این مرام و مکتب را به عنوان مرام فردی و اجتماعی خودم انتخاب کنم، یعنی یک نظام حق و تکلیف را پذیرفتهام و پایبندیها را از همین حالا میپذیرم. این برداشت درباره ایدئولوژیهایی مثل سوسیالیسم یا مارکسیسم یا اسلام انقلابی صدق میکند... اگر افراد یک قرارداد اجتماعی را بر این اساس تنظیم کردند و خواستند زندگی اجتماعی خود را اینطور تنظیم کنند و براساس آن زندگی فردی خود را تعیین کنند، نمیتوانیم بگوییم آزادی انتخاب آنان مخدوش شده است. یک مورد باقی میماند که مورد مهمی است، یعنی حق تجدیدنظرخواهی. چنانچه در قراردادهای معمولی مثل خرید و فروش و همکاریها میبینید، یک ماده برای شرایط فسخ آن وجود دارد و اگر اختلافنظری در این زمینه پیش آمد، مرجع داوری برای آن تعیین میشود. درباره قرارداد اجتماعی هم طبعاً باید چنین چیزی وجود داشته باشد، به این معنا که حق تجدیدنظر برای اعضا محترم شمرده میشود تا اگر من وارد قرارداد اجتماعی شدم و بعد نخواستم در این قرارداد باقی بمانم، راهها و سازوکارهایی باشد که براساس آنها اجازهی تجدیدنظر داشته باشم.»
فردی به نام محمد سروشمحلاتی که رسانههای اصلاحطلب گاهی از او با عنوان آیتالله و گاهی هم با عنوان حجتالاسلام یاد میکنند، به تازگی در یک جلسه اصلاحطلبان که گویا برای عزاداری برای سالار شهیدان برپا شده، با اشاره به قیام امام حسین(ع) گفته است:
«مشکل بسیاری از انقلابها این است که ممکن است در مقطعی مردم به انقلاب روی آورند اما هنگامی که عقب نشینی صورت گرفت و مردم از انقلاب برگشتند، حرکت وضع دیگری پیدا میکند. مشکل آنجاست که بعد از آن کسانی میگویند مابه عنوان رهبران انقلاب تشخیص میدهیم که چه باید کرد و چه نباید کرد. رهبران به مردم میگویند شما بیخود و بیجا میکنید که از انقلاب روی میگردانید، تشخیص با ما رهبران است. در گام نخست مردم با خواست خود آنها رأی روی کار آوردند اما وقتی دیگر خواست مردم به انقلاب نبود، میگویند چه مردم بخواهند و چه نخواهند انقلاب باید ادامه یابد...تعبیر عجیبی مرحوم شهید مطهری دارد که میگوید مشکل انقلابها این است که معمولا نیابتبردار میشوند. و بعد توضیح میدهد که کسانی که خود را رهبر انقلاب میدانند، حتی اگر مردم نخواهند و آنها را دیگر نپذیرند، به مردم میگویند که ما خودمان از طرف شما تصمیم میگیریم.»(جماران)[۳]
*آقای سروش محلاتی که در ایام انتخابات مجلس خبرگان اعلام کرده بود اعضای این مجلس خبره نیستند و در جریان کاندیداتوری خود برای انتخابات این مجلس نیز از سوی شورای نگهبان تأیید صلاحیت نشد؛ به بهانه قیام امام حسین(ع) تئوری براندازانهی «تجدید نظر در انقلاب اسلامی» را مطرح کرده است.
چند سال قبل از او، علیرضا بهشتی و سعید حجاریان هم صحبتهایی را در این زمینه مطرح کردهاند.
بهشتی زمانی در یک مصاحبه با اشاره به همین معنی گفته بود:
«عدهای از مردم در هر زمانی بهنظرشان میآید میخواهند زندگی فردی و اجتماعیشان براساس یک مکتب اداره شود. اینجا افراد تصمیم میگیرند آگاهانه و آزادانه واردِ یک قرارداد اجتماعی بشوند. وقتی میگویم این مرام و مکتب را به عنوان مرام فردی و اجتماعی خودم انتخاب کنم، یعنی یک نظام حق و تکلیف را پذیرفتهام و پایبندیها را از همین حالا میپذیرم. این برداشت درباره ایدئولوژیهایی مثل سوسیالیسم یا مارکسیسم یا اسلام انقلابی صدق میکند... اگر افراد یک قرارداد اجتماعی را بر این اساس تنظیم کردند و خواستند زندگی اجتماعی خود را اینطور تنظیم کنند و براساس آن زندگی فردی خود را تعیین کنند، نمیتوانیم بگوییم آزادی انتخاب آنان مخدوش شده است. یک مورد باقی میماند که مورد مهمی است، یعنی حق تجدیدنظرخواهی. چنانچه در قراردادهای معمولی مثل خرید و فروش و همکاریها میبینید، یک ماده برای شرایط فسخ آن وجود دارد و اگر اختلافنظری در این زمینه پیش آمد، مرجع داوری برای آن تعیین میشود. درباره قرارداد اجتماعی هم طبعاً باید چنین چیزی وجود داشته باشد، به این معنا که حق تجدیدنظر برای اعضا محترم شمرده میشود تا اگر من وارد قرارداد اجتماعی شدم و بعد نخواستم در این قرارداد باقی بمانم، راهها و سازوکارهایی باشد که براساس آنها اجازهی تجدیدنظر داشته باشم.»
- ۱۷۶
- ۱۲ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط