🌸 صبح است..

🌸 صبح است..
🍃 باید بلند شد در امتدادِ وقت قدم زد
🌸 گل را نگاه کرد، ابهام را شنید
🍃 باید دوید تا تهِ بودن..

•~|☔ ️| #صبحتـــون_بخیــر |☔ ️|~•
╒┅┈┈○⇝⛄ ️⇜○┈┈┅╕
│@WALLPAPER_LUXURY
╘┅┈┈○⇝❄ ️⇜○┈┈┅╛
دیدگاه ها (۲)

پارت سوم..... :)

قسمت پانزده

شاگرد لوس من

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۴| پیام صبحگاهی م...

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

👑 پارت یازدهم | گفت‌وگویی پشتِ پنجرهصبح روز بعد، قصر آرام‌تر...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

partسکوت...فقط صدای نفس‌ها شنیده می‌شد.مین‌هو پوزخند زد.«اگه...

Last leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط