{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست هایت را،

دست هایت را،
با لیوانِ چایی ات گرم کن
دلت را با خیالی پنهان
دردها را همه به یادت می‌آورند
حتی آنانکه بی خبرند
لبخندی را ذخیره کن
حتی شده در عکسی
رنگ و رو رفته
روزهایی هست
که باید یادت بیاید
میتوانی بخندی
و کسی یادش نمی‌آید...
دست هایت را؛
با لیوانِ چایی ات گرم کن
و دلت را با خیالی پنهان
و همیشه در کیفت عکسی
داشته باش از لبخندِ خودت
برای روزهایی که
همه چیز یادت می آید
جز منحنیِ لب هایِ خاموشت...
  ‌‌‌‌‌‌‌‌      ‌‌‌‌‌‌‌‌
#معصومه_صابر
#دلنوشته
دیدگاه ها (۵۲)

انتقام سخت Part: 4ات: لطفاجونگ کوک: به نفعت هس همکاری کنی وی...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

پارت شش

سناریو: ماه سرخ

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

دست هایت را با لیوانِ چایی ات گرم کن!دلت را با خیالی پنهان.د...

دست هایت را با لیوانِ چایی ات گرم کن!دلت را با خیالی پنهان.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط