{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان بابام تو آشپزخونه دربارم پچ پچ میکردن منم فال گوش و

مامان بابام تو آشپزخونه دربارم پچ پچ میکردن منم فال گوش واساده بودم




بابام گفت این پسره لامصـب مشکوک شده خیلی بیرون میره

دیر خونه میاد، فک میکنی میره دنبال دخترای مردم ؟

مامانم میگه : خیالت راحت نه قیافه داره نه پول کی ازین خوشش میاد😳 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی(درخواستی)

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

مامان بابام تو آشپزخونه دربارم پچ پچ میکردن منم فال گوش واسا...

مامان بابام تو اشپزخونه دربارم پچ پچ میکردن منم فال گوش واسا...

پسر؛ سلام گلم چطوری؟؟دختر؛ سلام اصلا خوب نیستم‌......برام خو...

#پارت_چهل_و_ششم#پارت46#رمان_تمام_زندگی_منوقتی رسیدیم دوتا ما...

قسمت چهل و نه رمان آوازه زیره آب-مامان...مامان و درنا درواقع...

پارت دومالان یک ماه از ازدواج پسرخاله ام پرهام و مه لقا میگذ...

#شعر_عاشقیپارت٣۵حرفی نزدم از درد داشتم میمردم اون از دستم او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط