{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان بابام تو آشپزخونه دربارم پچ پچ میکردن منم فال گوش و

مامان بابام تو آشپزخونه دربارم پچ پچ میکردن منم فال گوش واساده بودم




بابام گفت این پسره لامصـب مشکوک شده خیلی بیرون میره

دیر خونه میاد، فک میکنی میره دنبال دخترای مردم ؟

مامانم میگه : خیالت راحت نه قیافه داره نه پول کی ازین خوشش میاد😳 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۵)

یک صبح هم تا چشم باز کردی،به جای فکر کردن به جایِ خالی اش، ب...

بریم صبحونه

والااا

طرف از شیر آب جلو یک مغازه وضو میگیره!!! صاحب مغازه میگه:من ...

Novel panleo ♡ #part⁵⁴ ♡『 paniz 』شب رو خونه‌ی خاله نسرین بود...

Change in time / p.7

#The_dark_side_of_herospart 2صبح روز بعد با صدای ساعت از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط