{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسمان چشم های تو بود

اسمان چشم های تو بود...
پنجره را باز کردی
و من
پر زدم
برای دوست داشتنت پرنده باید بود....
دیدگاه ها (۵)

من را شمعدانی بدان....در گلدانی کوچککه بیشتر از اب و افتاببه...

بهار تویی...که هر شاخه شکسته امبا تو هوس جوانه میکند....

جمعه تعطیل است...ولیدر دکان تمام بی کسی ها باز است....

چای را که دم کردیخودت هم کنارم بنشین...من چای قند پهلو دوست ...

من پنجره وار دوستت دارم از آن پنجره‌های قدیمیکه می‌توانی روی...

چقدر پر می کشددلمبه هوای توانگار تمام پرنده های جهاندر قلبم ...

ستاره های سربی ایرج جنتی عطایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط