{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


مرا ز خاطر تو هیچکس جدا نکند
که دشمنم به دلم این جفا روا نکند
برای حال کسی چون من از گذشته مگو
که درد خاطره را خاطره دوا نکند


دیدگاه ها (۰)

‌از چشمانترد شب را بیرون کنامروز صبح دیگری ست!به لبهایت گلها...

‌باران گرفته استهرکس به زیر حفاظی کشیده سرمرا چه باک ز باران...

‌با منی و تصویرت در صف تداعی‌هااختتام پیش‌از خواب، افتتاح بی...

‌‌آفاق را گردیده‌ام؛ مهر بتان ورزیده‌امخوبان فراوان دیده‌ام ...

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد م...

امشب که خیال سخنت ز‌ سر دارماکنون که از فکرت ، تب ز تن دارم ...

فقط غربت رفته دانددرد دوری و غریبی رونه مرا طاقت غربتنه تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط