{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

Part 6

کالسکه آرام از خیابان‌های شهر عبور می‌کرد.

ویولت تمام مسیر را به اتفاقات کاخ فکر می‌کرد.

رفتار سرد هوسوک هنوز ذهنش را درگیر کرده بود.

چرا او؟

این سؤال حتی یک لحظه هم رهایش نمی‌کرد.

وقتی به خانه رسید، الورا، سلین و آیریس فوراً دورش جمع شدند.

الورا: خب؟ چی شد؟

سلین: شاهزاده رو دیدی؟

آیریس: ترسناک بود؟

ویولت لبخند کوچکی زد.

+: شماها بذارید من اول نفس بکشم!

هر سه خندیدند.

اما ناتان از گوشه‌ی اتاق با نگرانی به دخترش نگاه می‌کرد.

پ،و: ویولت... تصمیمت چیه؟

ویولت ساکت شد.

به پدرش نگاه کرد.

+: هنوز نمی‌دونم.

ناتان سرش را پایین انداخت.

پ،و: می‌خوام بدونی مجبور نیستی به خاطر ما این کار رو بکنی.

ویولت آرام گفت:

+: می‌دونم.

چند لحظه سکوت برقرار شد.

+: ولی اگه قبول کنم... دیگه هیچ‌کدوم از شما مجبور نیستید نگران فردا باشید.

الورا دست ویولت را گرفت.

الورا: ما فقر رو تحمل می‌کنیم. ولی نمی‌خوایم تو خودت رو قربانی کنی.

ویولت چیزی نگفت.

همان شب، وقتی همه خواب بودند، ویولت کنار پنجره نشست.

به آسمان خیره شد.

فردا باید جوابش را می‌داد.

یا می‌توانست همان زندگی ساده و سخت را ادامه دهد...

یا وارد دنیایی شود که هیچ چیزش را نمی‌شناخت.

دنیای قصر.

دنیای هوسوک.

در همان لحظه، در کاخ، هوسوک پشت میز اتاقش نشسته بود.

کایان روبه‌رویش ایستاده بود.

کایان: خب؟

هوسوک: چی؟

کایان: ویولت.

هوسوک نگاهش را از روی کاغذ برداشت.

- چی درباره‌ش؟

کایان لبخند زد.

کایان: چرا اونو انتخاب کردی؟

هوسوک چند ثانیه ساکت ماند.

بعد سرد جواب داد:

- قبلاً گفتم. این ازدواج برای من ضروریه.

کایان: من جواب سؤال رو نپرسیدم.

هوسوک نگاه تندی به او انداخت.

کایان دست‌هایش را بالا برد.

کایان: باشه، باشه... چیزی نمی‌پرسم.

اما وقتی از اتاق بیرون رفت، لبخندش محو شد.

چون بهتر از هر کسی می‌دانست...

هوسوک هیچ‌وقت کاری را بدون دلیل انجام نمی‌داد.


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 5ویولت چند لحظه همان‌جا ایستاده بود....

فالوشه 🎀 @luna.fake

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 2ویولت هنوز ماتش برده بود.+ بابا... ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 3ناتان به سمت در رفت و آن را باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط