امروز قاصدکی برایت فرستادم ، تمام دلتنگی هایم را بر دوشش
امروز قاصدکی برایت فرستادم ، تمام دلتنگی هایم را بر دوشش نهادم و رهایش کردم وقتی دور میشد ساکت بود و غمگین ...
گویی تپش لبخندی بر لبش خشکیده بود رهایش کردم اما خبر دلتنگی ام هیچگاه به تو نرسید ...
قاصدک بیچاره زیر سنگینی دلتنگی ام جان سپرد ...
گویی تپش لبخندی بر لبش خشکیده بود رهایش کردم اما خبر دلتنگی ام هیچگاه به تو نرسید ...
قاصدک بیچاره زیر سنگینی دلتنگی ام جان سپرد ...
- ۹۹۱
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط