میان پیله شعرم عجب غوغای پنهانیست
میان پیلهٔ شعرم، عجب غوغایِ پنهانیست
که هر واژه در این زندان، اسیرِ رنج و حیرانیست
تنم ابریشمِ درد است و لبهایم سکوتِ محض
نگاهم مات تصویرت، خدایا این چه طوفانیست؟!
عزادار است جسمم نه، تمامِ روح و جانِ من
زمین نه، آسمان هم، از غمت مبهوت و بارانیست
عزاداریم اما سوگ، ما را خم نخواهد کرد
خروش خشم ایرانی، شروع موج ویرانیست
عزیزم، رهبرم، بابای خوبم، مقتدای من
نگاه مهربان تو، شکوه عزمِ ایرانیست
طنین آیهٔ « ما عاهدوالله علیه » تو
و خونت نقطهٔ پایانِ این اقوامِ شیطانیست!
#امام_شهید
که هر واژه در این زندان، اسیرِ رنج و حیرانیست
تنم ابریشمِ درد است و لبهایم سکوتِ محض
نگاهم مات تصویرت، خدایا این چه طوفانیست؟!
عزادار است جسمم نه، تمامِ روح و جانِ من
زمین نه، آسمان هم، از غمت مبهوت و بارانیست
عزاداریم اما سوگ، ما را خم نخواهد کرد
خروش خشم ایرانی، شروع موج ویرانیست
عزیزم، رهبرم، بابای خوبم، مقتدای من
نگاه مهربان تو، شکوه عزمِ ایرانیست
طنین آیهٔ « ما عاهدوالله علیه » تو
و خونت نقطهٔ پایانِ این اقوامِ شیطانیست!
#امام_شهید
- ۲.۳k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط